بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

درخواست کمک مالی کند. در نهایت، ملاحظات مالی بر تصمیمگیریهای دولت غالب شد و نخستوزیر اتلی موضعی قاطع در مخالفت با استفاده از زور اتخاذ کرد. در نتیجه، تحریمهای اقتصادی علیه ایران اعمال شد و تدابیری برای محاصره صادرات نفت ایران به اجرا درآمد. دولت بریتانیا همچنین اختلاف خود با ایران بر سر شرکت نفت ایران و انگلیس را به دیوان بینالمللی دادگستری ارجاع داد. علاوه بر این، با مداخله آورل هریمن، مشاور شخصی رئیسجمهور ترومن، هیئتی بریتانیایی به سرپرستی ریچارد استوکس، مشاور دربار و وزیر مواد، به ایران سفر کرد تا به حل بحران کمک کند.
مأموریت استوکس با شکست مواجه شد. علت این شکست آن بود که در حالی که این هیئت به ایرانیان پیشنهاد ملیسازی و خروج شرکت نفت ایران و انگلیس را میداد، در عین حال خواستار حفظ مدیریت بریتانیایی بر عملیات نفتی بود. این امر برای نخستوزیر ایران، دکتر محمد مصدق، غیرقابلقبول بود. مصدق اصرار داشت که کارکنان ایرانی و بریتانیایی صنعت نفت باید تحت قرارداد مستقیم با شرکت ملی نفت ایران استخدام شوند. پس از این ناکامی، دولت بریتانیا پرونده شرکت نفت ایران و انگلیس را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داد. در این مرحله، برکناری دکتر مصدق به هدف اصلی دولت بریتانیا تبدیل شد. اما همانطور که پیشتر ذکر شد، دولت ترومن معتقد بود که اقدام نظامی بریتانیا میتواند بهانهای برای مداخله شوروی فراهم کند و در نتیجه، اختلاف میان بریتانیا و ایران باید از طریق مذاکره حلوفصل شود. ایالات متحده، به دلیل ملاحظات مالی، به عنوان میانجی در بحران شرکت نفت ایران و انگلیس وارد عمل شد و بریتانیا نیز از میانجیگری بانک بینالمللی استقبال کرد. از دست دادن نفت ایران موجب شده بود که بریتانیا 25 درصد از درآمدهای ارزی دلاری خود را صرف تأمین نفت کند. بنابراین، دولت بریتانیا به دنبال کمک بانک بینالمللی بود. با این حال، هم میانجیگری آمریکا و هم میانجیگری بانک بینالمللی با شکست مواجه شدند. در روند میانجیگری ایالات متحده، بریتانیا مصمم بود که مدیریت نفت ایران تنها باید تحت کنترل بریتانیا باقی بماند، در حالی که ایران به همان اندازه بر موضع خود پافشاری میکرد که هیچ نهاد خارجی نباید در اداره صنعت نفت ایران دخالت داشته باشد، زیرا هرگونه امتیازدهی، اصل ملیسازی را تضعیف میکرد. بنابراین، میانجیگری آمریکا ناکام ماند. در میانجیگری بانک بینالمللی نیز، دکتر مصدق خواستار آن بود که این بانک به نمایندگی از دولت ایران، در چارچوب قوانین ملیسازی عمل کند و کارکنان عملیاتی از کشورهای بیطرف تأمین شوند. این شرایط برای دولت بریتانیا غیرقابلقبول بود و در نتیجه، میانجیگری بانک بینالمللی نیز شکست خورد.
دولت ترومن به ایران کمک اقتصادی ارائه کرد، زیرا بر این باور بود که فروپاشی اقتصادی ایران منجر به تسلط کمونیسم خواهد شد. این اقدام موجب نارضایتی دولت چرچیل، که در آن زمان در قدرت بود، شد؛ چراکه دولت بریتانیا بر سرنگونی حکومت مصدق و حفاظت از منافع بریتانیا در ایران، بهویژه تأسیسات نفتی آبادان، متمرکز بود. همانگونه که شواهد موجود در اسناد دفتر ثبت عمومی که در فصل چهارم بررسی شد نشان میدهد، سر آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه بریتانیا، از شکست مذاکرات ناراضی نبود، زیرا امیدوار بود که این امر موقعیت دکتر مصدق را تضعیف کند. گذشته از ملاحظات اقتصادی که پیشتر به آن اشاره شد، ایدن معتقد بود که اگر بریتانیا از گفتوگو امتناع کند، دولت ایالات متحده به دولت مصدق کمک اقتصادی ارائه خواهد کرد تا از فروپاشی اقتصادی ایران، که بهزعم آمریکاییها ممکن بود به تسلط کمونیسم منجر شود، جلوگیری کند. بهطور طنزآمیزی، ایالات متحده بریتانیا را برای مذاکره تحت

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!