بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
منافع بریتانیا شامل نقش جهانی آن بود، نقشی که به معنای قدرت و نفوذ سیاسی میباشد. سرمایهگذاریهای گسترده و مستحکم، تجارت، فرهنگ، شیوه زندگی و اعتبار امپراتوری، عواملی بودند که بخش عمدهای از جایگاه جهانی بریتانیا بر آنها استوار بود. علاوه بر این، منافع نظامی و دفاعی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار بودند. همهی این عوامل به یک عامل اساسی )اگر نه مهمترین عامل( مرتبط میشدند؛ و آن عامل، عامل اقتصادی بود.
بریتانیا و ایران
با تثبیت سلطه بریتانیا بر هند، نفوذ تجاری کمپانی هند شرقی در منطقه خلیج فارس به تدریج به برتری سیاسی بریتانیا بر این منطقه تبدیل شد؛ فرایندی که تا حدود سهچهارم قرن بیستم ادامه یافت. عامل اولیه این تحول، تحرکات ناپلئون در خاورمیانه بود. فرانسه، که از دیرباز رقیب استعماری بریتانیا به شمار میرفت، پیشتر در میانه قرن هفدهم تلاش ناموفقی برای تثبیت حضور خود در خلیج فارس و پیشروی به سوی هند انجام داده بود. با آغاز جنگ میان بریتانیا و فرانسه انقلابی، دولت پاریس نمایندگانی را به خاورمیانه اعزام کرد تا امکان پیشروی به سوی هند را بررسی کنند. در چنین شرایطی، ورود ناپلئون به مصر در محافل سیاسی بریتانیا بهعنوان مقدمهای برای حمله به هند تلقی شد. تهدید حضور فرانسه در منطقه، لرد ولزلی، فرماندار کل هند، را بر آن داشت که سیاست دفاعی امپراتوری را به فراتر از مرزهای هند گسترش دهد. در این راستا، وی کوشید سیاست معروف خود، یعنی اتحادهای تابع، را به دولتهای همجوار هند در غرب نیز تسری دهد. لرد ولزلی در این چارچوب، هیئتی را به تهران، پایتخت ایران، اعزام کرد تا توافقهایی برای جلوگیری از نفوذ فرانسه منعقد کند. این مأموریت در ابتدا به دست یک ایرانیِ وابسته به کمپانی هند شرقی انجام شد و موفق شد فتحعلیشاه را متعهد کند که در صورت پیشروی فرانسویها به سوی خلیج فارس، حمایت نظامی خود را در اختیار بریتانیا قرار دهد. در ادامه، برای تحکیم این توافق، فرماندار کل هند، کاپیتان )و بعدها ژنرال سرِ( جان ملکم را به تهران فرستاد. با وجود تردیدهای اولیه شاه ایران در همکاری با بریتانیا به سطح مورد نظر ملکم، تلاشهای دیپلماتیک سرانجام به انعقاد دو معاهده میان دو کشور انجامید: یکی معاهدهای سیاسی و دیگری توافقی تجاری. مطابق معاهده سیاسی، طرفین متعهد شدند که در صورت اقدام نظامی فرانسه به سوی خلیج فارس، تدابیر دفاعی مشترکی اتخاذ کنند. معاهده تجاری نیز شامل مجموعهای از مقررات با هدف تسهیل و توسعه روابط اقتصادی میان ایران و بریتانیا بود5.
اتحاد دولت بریتانیا با ایران اساساً از آن جهت بود که ایران بهعنوان ابزاری در مقابله با روسیه به کار گرفته شود. با این حال، هنگامی که سنپترزبورگ در سال 1800 گرجستان را که تحت حاکمیت امپراتور ایران قرار داشت، به قلمرو خود الحاق کرد، بریتانیا از پاسخگویی به درخواست کمک ایران امتناع ورزید.
5. J.B. KELLY, Britain and the Persian Gulf,1795-1880, (Oxford: Clarendon Press, 1968) .
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

