بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
برای رژیم تسلیمشده، این دوره آغاز شد که بریتانیا قادر بود بهطور مستقیم فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران وارد کند تا منافع خود را در برابر روسیه تضمین نماید. پیش از امضای معاهده 1828 میان ایران و روسیه، بریتانیا بر این باور بود که امپراتوری ایران در مسیر افول قرار دارد و از این رو دیپلماسی خود را بهمنظور ایجاد نفوذ در امور داخلی ایران آغاز کرده بود. در سال 1826، تهران بهطور رسمی درخواست خود را از دولت بریتانیا برای کمک مطرح کرد، اما بریتانیا با این استدلال که ایران جنگی تهاجمی به راه انداخته است، این درخواست را رد کرد. پس از امضای معاهده ترکمنچای در سال 1828 میان ایران و روسیه، بریتانیا از مشکلات مالی ایران بهرهبرداری کرده و در جهت اصلاح بندهای اساسی معاهده نهایی 1814 که با ایران منعقد کرده بود، مذاکره نمود. پس از آن، زمانی که تهران بهمنظور جبران خساراتی که در منطقه دریای خزر متحمل شده بود، قصد داشت هرات را از حاکم افغان آن بازپس گیرد، دولت بریتانیا بهطور قاطع وارد عمل شد. علت این مداخله این بود که اگر ایران موفق به بازپسگیری هرات میشد، نفوذ روسیه بهطور بالقوه به سمت جنوب هندوکش گسترش مییافت و تهدیدی پایدار برای شبهقاره هند ایجاد میکرد. بریتانیا به تهران یادآوری کرد که برای دفاع از منافع خود، از ابزارهای مختلف فشاری که در اختیار داشت، استفاده خواهد کرد10.
باوجود اهمیتی که ایران در قرن نوزدهم برای بریتانیا داشت، به طرز عجیبی در قرن بیستم این اهمیت حتی بیشتر شد. ایران به یک دارایی استراتژیک برای امپراتوری بریتانیا تبدیل گردید.
در پایان قرن نوزدهم، استفاده عمده از نفت هنوز محدود به روغن چراغ بود. با این حال، در دهه اول قرن بیستم، دامنه کاربردهای واقعی و بالقوه محصولات نفتی بهطور انقلابی گسترش یافت. یکی از مهمترین تحولات، امکان استفاده از نفت کوره به جای زغالسنگ برای سوخت کورههای کشتیها بود.
هزینه نگهداری نیروی دریایی عظیم سلطنتی در سالهای طولانی نسبتاً پایین بود. با این حال، از آغاز قرن بیستم، هزینههای مربوط به ساخت کشتیها و بهویژه سوخترسانی به آنها به طور چشمگیری افزایش یافت. تأمین امنیت دریا برای بریتانیا امری حیاتی بود تا اقتصاد این کشور بتواند به بقای خود ادامه دهد.
توسعهای که به موجب آن کشتیها میتوانستند به جای زغالسنگ با نفت سوخترسانی کنند، در زمان مناسبی رخ داد و بدین ترتیب توجه دولت بریتانیا را به خود جلب کرد. با در نظر گرفتن اولویت بالای دولت بریتانیا در تأمین امنیت دریا و نقشی که نفت میتوانست در این زمینه ایفا کند، همچنین با توجه به مزایای دیگر نفت نظیر قیر )برای ساخت جادهها( و روغن روانکننده، نفت به عنوان یک ماده اولیه حیاتی از نظر اجتماعی، صنعتی و استراتژیک برای هر دولت مدرن به شمار آمد. بر این اساس، سیاستهای سریع و مؤثری در خصوص دسترسی به منابع نفتی تدوین شد.
10. Ibid.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

