بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

به دلیل عدم وجود منابع نفتی بومی در بریتانیا و بهطور کلی در هیچیک از سرزمینهای تحت حاکمیت امپراتوری بریتانیا تا آن زمان، کشف منابع نفتی در ایران به مسألهای کلیدی در سیاست خارجی بریتانیا تبدیل شد که بیش از نیم قرن از قرن بیستم را تحت تأثیر قرار داد.
در 28 مه 1901، ویلیام ناکس دارسی، انگلیسی که در دوران کودکی به همراه پدرش به استرالیا مهاجرت کرده بود، در آنجا ثروت فراوانی اندوخته و سپس به بریتانیا بازگشته بود، با دولت ایران قراردادی برای استخراج نفت ایران امضا کرد. در سال 1909، شرکت نفت انگلیس-ایران (APOC) تأسیس شد که از سال 1914 دولت بریتانیا بهعنوان سهامدار عمده آن شناخته میشد و مالک 55٪ از سهام و 52٪ از حقوق رای بود. این شرکت بزرگترین بنگاه بریتانیایی در خارج از کشور به شمار میرفت و مهمترین منافع بریتانیا در خلیج فارس را نمایندگی میکرد.
این چرچیل بود که نقش عمدهای در تبدیل نیروی دریایی سلطنتی از زغالسنگ به نفت ایفا کرد. علاوه بر این، چرچیل نقش حیاتی در خرید اکثریت سهام شرکت نفت ایران و انگلیس توسط دولت بریتانیا داشت.
از نظر سیاسی، مهمترین کشور منطقه خلیج فارس، ایران بود.11 این کشور پرجمعیتترین دولت منطقه و یک پادشاهی مشروطه به شمار میرفت. ایران با منابع طبیعی فراوان، مساحتی بیش از دو برابر فرانسه، و دومین تمدن کهن پیوسته جهان با سابقه امپراتوری طولانی، به “جواهر” صنعت نفت بریتانیا تبدیل شد.
در طول جنگ جهانی دوم، شرکت نفت انگلیس و ایران نقشی حیاتی ایفا کرد. پس از حمله ژاپن به ایالات
متحده در 7 دسامبر 1941 و گسترش تسلط آن بر بیشتر مناطق جنوب شرقی آسیا، این شرکت به منبع اصلی
محصولات نفتی برای تأمین نیازهای جنگی متفقین در هند و حوزه اقیانوس آرام تبدیل شد. در سال 1945، تولید نفت در ایران به 19.2 میلیون تن رسید که بهطور قابل توجهی فراتر از رکورد پیش از جنگ، معادل 10.2 میلیون تن بود. 12
پس از پایان جنگ جهانی دوم، انتقادات گستردهای نسبت به سهم ایران در شرکت نفت انگلیس و ایران مطرح
شد و در این راستا، خواستهها برای ملیسازی این شرکت در ایران به شدت افزایش یافت. تولید نفت در ایران پس از جنگ در حال رشد بود، بهگونهای که از 19.2 میلیون تن در سال 1945 به 20.2 میلیون تن در سال 1946 رسید و به تدریج به سوی 24.9 میلیون تن در سال 1947 پیش میرفت. با این حال، شرکت نفت انگلیس و ایران درخصوص میزان قابلقبول افزایش پرداختها به ایران دچار تردید بود و نسبت به شدت تغییرات در این زمینه احتیاط به خرج می داد13.

11By order of the Shah, Persia became officially known as Iran from 1935 onwards. The name of the Anglo – Persian Oil Company APOC) was also changed to the Anglo – Iranian Oil Company (AIOC).
12. J. MARLOW, The Persian Gulf in the Twentieth Century, (London: The Cresset Press,1962), Chapter 10.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!