بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
(3) مبلغی معادل 20 درصد از هر توزیع سهام عادی شرکت، اعم از سود سهام یا مربوط به ذخایر عمومی، که بیش از یک مبلغ حداقل سالانه 671,280) پوند( باشد. علاوه بر این، دولت ایران حق دریافت مبلغی معادل 20 درصد از تفاوت بین ذخیره عمومی شرکت در پایان دوره امتیاز و ذخیره عمومی آن در تاریخ 31 دسامبر 1932 را داشت3. )توجه: این پرداختها هیچگونه ضمانت طلا نداشتند4(.
امتیازنامه 1933 به مدت هجده سال معتبر بود )در حالی که از لحاظ نظری، دوره اعتبار آن 60 سال تعیین شده و قرار بود تا سال 1993 ادامه یابد.( با فروکش کردن تبعات بحران اقتصادی، تولید نفت در ایران روندی صعودی در پیش گرفت. میزان تولید که در سال 1931 معادل 5.75 میلیون تن بود، تا سال 1938 به حدود 10.2 میلیون تن افزایش یافت و از نرخ رشد تولید نفت در سایر نقاط جهان پیشی گرفت. همزمان، ظرفیت پالایش نیز متناسب با این افزایش توسعه یافت. رشد تولید نفت در ایران موجب شد که درآمدهای نفتی کشور از حدود 1.5 میلیون پوند در سال 1932 به حدود 4.3 میلیون پوند در سال 1939 افزایش یابد. این افزایش درآمد، منبع اصلی تأمین مالی برنامههای شاه برای مدرنسازی ایران را فراهم کرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم، معادلات بهکلی دگرگون شد و برخلاف جنگ جهانی اول، پیامدهای کاملًا متفاوتی به همراه داشت. بهجای آنکه تولید نفت افزایش یابد، ناگزیر کاهش یافت، زیرا دولت بریتانیا، بهدلیل تهدیدات فزاینده ناشی از کارزار زیردریاییهای آلمانی، تصمیم گرفت منابع محدود ناوگان کشتیرانی خود را در اقیانوس اطلس متمرکز کند و بهجای واردات نفت از ایران، نیازهای خود را از ایالات متحده و حوزه کارائیب تأمین نماید. این تغییر راهبردی منجر به کاهش قابلتوجه درآمدهای نفتی ایران گردید، بهگونهای که در ژوئیه 1940، شاه تهدید به فسخ امتیازنامه 1933 نمود. بااینحال، در نهایت متقاعد شد که تا زمان احیای صادرات نفت، به دریافت یک حقالامتیاز ثابت سالانه 5معادل 4 میلیون پوند رضایت دهد. شاه این پیشنهاد شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) را با اکراه پذیرفت، چراکه این مبلغ بهمراتب کمتر از 14 میلیون پوند سالانهای بود که وی مطالبه کرده بود.
دولت بریتانیا از وضعیت سیاسی حاکم بر ایران بهشدت ناخشنود بود، زیرا نفوذ آلمانها در کشور ابعاد گستردهای یافته بود. با آغاز تهاجم نیروهای آلمانی به اتحاد جماهیر شوروی در سال 1941، وینستون چرچیل، که بهخوبی از اهمیت استراتژیک حفاظت از منابع نفتی ایران در برابر رژیم نازی، که همواره با کمبود مزمن نفت مواجه بود، آگاه بود، تصمیم گرفت در این زمینه اقدام نماید.
3. Ibid.pp.2-3
4. Ibid
5. As was mentioned in Chapter 1 ( footnote 5 ) , by the order of the Shah in 1935 , Persia became known as Iran . The Anglo – Persian Oil Company (APOC) became the Anglo – Iranian Oil Company (AIOC) .
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

