بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
دکتر مصدق در سال 1914 از دانشگاه نوشاتل سوئیس در رشته حقوق دکترای خود را دریافت کرده بود. وی از خاندان قاجار بود و عضوی از طبقه عالی اجتماعی ایران به شمار میآمد.21 سمتهای دولتی او شامل استانداری فارس و آذربایجان، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه بود. دوره تصدی وی در مقام استاندار و وزیر، مدتزمانی کوتاه بود. در سال 1920، دکتر مصدق به عنوان نماینده تهران به مجلس پنجم راه یافت22. او یک ملیگرای افراطی بود و بر این باور بود که با پاکسازی نفوذ خارجی از ایران، میتوان فقر را از کشور خود ریشهکن کرد.
مصدق همچنین به منتقد صریح رضا شاه تبدیل شد که این امر منجر به زندانی شدن او در سال 1940 گردید. او پس از استعفای رضا شاه در سال 1941، آزاد شد.
دلیل استعفای شاه در این فصل پیشتر توضیح داده شد. در سال 1944، دکتر مصدق به عنوان نماینده برجسته تهران در مجلس چهاردهم انتخاب شد و بلافاصله پس از آن، کمپینی پرشور برای پایان دادن به تمامی نفوذهای خارجی در ایران آغاز کرد. این امر منجر به درخواست ایران در سال 1947 برای بازنگری در موافقتنامه 1933 شد، که پیشتر به آن اشاره شد. مصدق معتقد بود که ملیسازی شرکت نفت انگلیس و ایران، راهحلی برای ریشهکنی فقر در ایران خواهد بود. مخالفت شدید او با نفوذ خارجی در ایران موجب شد که حمایت گستردهای از او به وجود آید. مصدق حامیان خود را علیه موافقتنامه تکمیلی 1949 که به آن اشاره شد، بسیج کرد، چرا که آن را بهعنوان ابزاری برای استمرار کنترل خارجی بر منابع نفتی ایران میدید. در سال 1950، همانطور که نشان داده شد، مصدق ریاست کمیته نفت مجلس را بر عهده داشت و موافقتنامه تکمیلی رد شد. سپس او خواستار ملیسازی کامل شرکت نفت انگلیس و ایران شد. به دلیل حمایت گستردهای که مصدق در ایران کسب کرده بود، موقعیت تأثیرگذار او در مجلس و آشوبهایی که در آبادان در اوایل 1951 رخ داد، شاه را مجبور کرد تا او را بهعنوان نخستوزیر منصوب کند23.
دخالت دولت کارگر، 1951-1948
این بحران، نخستین مورد از سلسله بحرانهای نفتی پس از جنگ بود. از همان ابتدای این بحران مهم، ارنست بوین، وزیر امور خارجه بریتانیا، نگرانی عمیقی نسبت به نقشی که ایالات متحده ممکن بود در تحولات دیپلماتیک یا نظامی این وضعیت ایفا کند، داشت.
در سال 1950، دولت کارگری بریتانیا برای نخستین بار به بحران شرکت نفت انگلیس-ایران پرداخت. ارنست بوین، وزیر امور خارجه بریتانیا، در پی آن بود که چگونه میتوان از نقش ایالات متحده در این بحران به بهترین شکل بهره برد.
21. PRO , London , FO of 371/82374 , General Political Correspondence of the Foreign Office , Sir
Frances Shepherd , British Ambassador in Teheran to the Foreign Office , on negotiations between AIOC and the Persian Government , 21st April 1950 .
22. For a study of the Iranian side of events , see J.A. BILL and W. R. LOUIS, Musaddiq, Iranian Nationalism and Oil, (London: I.B. Tauris and Co. Ltd, Publishers, 1988).
23 .Ibid. chapter 1,2.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

