بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
برای بریتانیا حیاتی بود که هماهنگی خود را با آمریکاییها حفظ کند، از بروز اختلافات جلوگیری نماید و مانع از آن شود که ایران دو کشور را در برابر یکدیگر قرار دهد. بوین نگران بود که ایران با بهرهگیری از اختلافات موجود، آمریکا را علیه بریتانیا تحریک کند24. در صورتی که ایران موفق به اجرای چنین تاکتیکی میشد، کل راهبرد بریتانیا در
خاورمیانه تضعیف میگردید. از نگاه بوین، همکاری انگلستان و آمریکا تنها راه خنثیسازی سیاست ایران بود که میکوشید این دو قدرت را به رویارویی بکشاند. 25
از منظر بریتانیا، ایران همواره در حال افزایش خواستهها و تغییر شروط خود بود—رویکردی که بوین آن را «شیوه چانهزنی بازار» توصیف کرد. با وجود وابستگی ایران به درآمدهای نفتی، دولت ایران استدلال میکرد که شرکت نفت انگلیس-ایران نیز به همکاری با حکومت ایران به همان اندازه نیازمند است. در تابستان 1950، نخستوزیر وقت ایران، حاجعلی رزمآرا، هشدار داد: «ایران میتواند برای بریتانیا مشکلات فراوانی ایجاد کند، اگر آنان همکاری نکنند26».
در اواخر تابستان 1950، ارنست بوین، وزیر امور خارجه بریتانیا، در راستای تلاش برای بهرهگیری از نقش ایالات متحده در بحران شرکت نفت انگلیس-ایران و جلوگیری از آنکه ایران بتواند آمریکا را در برابر بریتانیا قرار دهد، طرحی را مطرح کرد که بر اساس آن، یک وام مشترک انگلیسی-آمریکایی به ایران اعطا شود، مشروط بر اینکه ایران موافقتنامه تکمیلی را تصویب کند27. با این حال، ایالات متحده با این طرح موافقت نکرد. از دیدگاه آمریکاییها، «این طرح به نفع هیچیک از کشورهای درگیر نخواهد بود». آمریکاییها بر این باور بودند که از آنجا که دولت بریتانیا مالکیت اکثریتی در شرکت نفت انگلیس-ایران دارد، کنترل این شرکت نیز باید در دست بریتانیا باقی بماند28. بوین تلاش کرد شرکت نفت انگلیس-ایران را متقاعد کند که امتیازاتی به ایران بدهد و «چیزی برای ارائه پیدا کند». اما این شرکت از پذیرش درخواست بوین سرباز زد و استدلال کرد که «یافتن امتیازی که مورد پذیرش ایرانیان باشد، دشوار است29».
در ماه مه 1951، بلافاصله پس از آنکه شاه محمد مصدق را به عنوان نخستوزیر منصوب کرد، دکتر مصدق استاندار استان خوزستان را به دفتر مرکزی شرکت نفت انگلیس-ایران در خرمشهر اعزام نمود. استاندار، همراه با جمعیتی، اعلام
کرد که نفت ملیسازی شده است. مصدق در مسئله امپریالیسم بریتانیا موضعی قاطعانه در پیش گرفته بود.
24. M.A. HEISS, The United States, Great Britain and Iranian Oil, 1950-1954, Ph.D. Thesis, The Ohio State University, 1991, p.42.
25. Ibid., p.43.
26. Ibid.
27. Ibid., p.45.
28. Ibid., p.47.
29. Ibid., p.49
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

