بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
بدون پیامد مورد تعرض قرار داد. در حقیقت، ناتوانی در اتخاذ موضعی قاطع در این مسئله، ممکن است به منافع بریتانیا در سراسر خاورمیانه لطمه وارد کند38. برای مثال، هرگونه پذیرش اصل ملیسازی، بهسرعت در دیگر نقاط خاورمیانه مورد بهرهبرداری قرار خواهد گرفت؛39 بهویژه دولت مصر که مشتاقانه از چنین سابقهای برای انجام اقداماتی مغایر با منافع بریتانیا استفاده خواهد کرد.
از دیدگاه کلمنت اتلی، نخستوزیر حزب کارگر، مسئله «نفت ایران» به یک موضوع کلیدی در سیاست داخلی بریتانیا و رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده بود. برای ریاست بر نشست کابینه، او کنفرانس حزب کارگر در اسکاتلند را ترک کرد و به لندن بازگشت. برخلاف هربرت موریسون، وزیر امور خارجه، که رویکردی تهاجمی اتخاذ کرده و از مداخله نظامی در ایران حمایت میکرد، اتلی بر این باور بود که چنین اقدامی احتمالًا احساسات ملیگرایانه را در ایران تشدید کرده و در نتیجه، جایگاه دکتر محمد مصدق را به عنوان نخستوزیری که در برابر امپریالیسم غرب ایستادگی میکند، تقویت خواهد کرد.
افزون بر این، اتلی استدلال میکرد که اگر ایرانیان بر اثر سوءمدیریت خود، صنعت نفت را به بحران بکشانند، ممکن است در نهایت به این نتیجه برسند که همکاری با بریتانیا امری ضروری و اجتنابناپذیر است. اگرچه او چندان به تحقق این سناریو خوشبین نبود، اما آن را بهترین گزینهای میدانست که بریتانیا میتوانست با آن مواجه شود. اتلی این دیدگاهها را با صراحت و قاطعیت بیان کرد:
«اشغال جزیره آبادان لزوماً تغییری در حکومت ایران ایجاد نخواهد کرد، بلکه ممکن است مردم ایران را علیه بریتانیا متحد سازد. علاوه بر این، بدون همکاری کارگران ایرانی، نه استخراج نفت از چاهها ممکن خواهد بود و نه پالایش آن در تأسیسات موجود… بیتردید، اخراج باقیمانده کارکنان بریتانیایی از آبادان برای بریتانیا امری تحقیرآمیز خواهد بود، اما این اقدام دستکم مصدق را در موقعیتی قرار خواهد داد که ناچار شود صنعت نفت را با امکانات محدود پالایشگاهی و دشواری در صادرات نفت اداره کند. در چنین شرایطی، او ممکن است مجبور شود به نوعی توافق با بریتانیا تن دهد40».
هنگامی که کلمنت اتلی از واژه «تحقیر» استفاده کرد، بیتردید مخاطب اصلی او افکار عمومی بریتانیا و انتخابات سراسری پیشرو بود. دولت بریتانیا، از نظر مالی، در شرایطی نبود که بتواند رویکردی سخاوتمندانه در پیش گیرد، و فشارهای شدید رسانهای و پارلمانی، تصمیمگیری عقلانی و مدبرانه را دشوار ساخته بود. بحران نفت ایران به یک مسئله ملی حیاتی بدل شده بود و در نگاه بسیاری از بریتانیاییها، «مالکیتی که به آن تعلق داشتند، به سرقت رفته بود41».
38. PRO , London , CAB 129/46 CP ( 51 ) 212 , Memorandum by Herbert Morrison on Persia , Secret , 28th July 1951 , p . 1.
39. PRO , London , CAB 128/19 CP ( 51 ) 37th Conclusions , Minute 3 , 5th July 1951 , p.33 .
40. PRO , London , CAB 128/20 CM 60 ( 51 ) Conclusions , Minute , 27th September 1951.
41. B. LAPPING. op. cit. p. 264.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

