بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

از طریق وام و اجاره و توانایی بریتانیا در انباشت بدهیهای کلان به اعضای منطقه استرلینگ، این کشور توانست در
طول جنگ بخش عمدهای از صنایع صادراتی خود را به تولیدات جنگی اختصاص دهد. در نتیجه، تا پایان سال 1944، حجم صادرات بریتانیا به تقریباً یکسوم سطح پیش از جنگ کاهش یافته بود. 47
نیازهای وارداتی بریتانیا همچنان در سطح سال 1938 باقی مانده بود، اما شرایط تجارت به زیان این کشور تغییر کرده بود. درآمدهای نامرئی بهواسطه از دست دادن یکچهارم ناوگان بازرگانی و نقد شدن بیش از یک میلیارد پوند از سرمایهگذاریهای خارجی، بهشدت کاهش یافته بود. تا اواسط سال 1945، بدهیهای خارجی بریتانیا به 3.5 میلیارد پوند—افزایشی هفتبرابری—رسیده بود، درحالیکه ذخایر ارزی آن کمتر از 500 میلیون پوند بود48.
براساس محاسبات انجامشده در سه سال آینده، پیش از آنکه بریتانیا بتواند هزینههای خود را در عرصه بینالمللی تأمین کند، بدهیهای بیشتری به میزان حداقل 1.25 میلیارد پوند دیگر باید ایجاد میشد. علاوه بر این، با توجه به تحولات گسترده در وضعیت اقتصادی کشور، پیشبینی میشد که برای دستیابی به توانگری مالی بلندمدت، حجم صادرات بریتانیا باید حداقل 50 درصد بیشتر از میزان پیش از جنگ باشد. این رقم بعدها به 75 درصد اصلاح شد. با
این حال، در ژوئن 1945، هنوز 45 درصد از نیروی کار قابلاستفاده کشور بهطور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر
تلاشهای جنگی بود و فرآیند انتقال به نیازهای دوران صلح بهسختی آغاز شده بود49.
در نتیجه، «ثمرات مادی پیروزی چندان آشکار نبود50».
اگرچه در میان مردم عمومی این موضوع چندان مشهود نبود، سیاستهای دفاعی، خارجی و استعماری در حزب کارگر توجه زیادی را جلب کرده بود. این امر به دنبال ظهور دو ابرقدرت جدید، ایالات متحده با تسلط بر سلاحهای هستهای و اتحاد جماهیر شوروی که بهوضوح به زودی چنین سلاحهایی خواهد داشت، رخ داده بود. اگرچه فشارهای اقتصادی بر دولت کارگر عامل اصلی سیاستهای خارجی پس از جنگ آن بود، عوامل ایدئولوژیک نقش عمدهای در شکلدهی به سیاستها و تصمیمات رهبران حزب کارگر ایفا کردند. از این رو، ضروری است که دکترین استعماری حزب کارگر مورد توجه قرار گیرد.
حزب کارگر همواره خود را در درجه اول حزبی سوسیالیستی میدانست و تنها بهطور محدود به مارکسیسم تمایل داشت. سازمان و اصول آن از جنبش اتحادیههای کارگری بریتانیایی با گرایش عملیگرایانه و یک ایدهآل اصلاحطلبانه انسانی مسیحی نشأت گرفته بود که گاه به مرحلهای از رادیکالیسم اجتماعی و سیاسی وارد میشد و میراث لیبرالی را به خود میگرفت.

46. Ibid.
47. C. J. BARTLETT, A History of Post-War Britain, 1945-1974, (London: Longman, 1977), p.24.
48. Ibid.
49. Ibid.
50 D. JUDD and P. SLINN, The Evolution of the Modern Commonwealth 1902-80, (London: Macmillan, 1982), p.87.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!