بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

این سنت خاص جنبش کارگری بریتانیا، که در سالهای بعد حتی با پذیرش برخی از نظریات مارکسیستی همچنان پابرجا ماند، سیاستهای استعماری حزب کارگر را نیز شکل داد51.
حزب کارگر بریتانیا تا سال 1914 دیدگاه ضد استعماری مشخصی نداشت که آن را از احزاب سوسیالیست قارهای متمایز کند. در سال 1900، به رهبری برنارد شاو و سیدنی وب، جامعه فابیان حتی بهطور علنی از امپریالیسم حمایت کرده و نگرش طرفدار بوئرهای لیبرالهای برجسته را رد کرد. اما در سالهای بعد، تأثیر افرادی چون سیدنی اولیور، سی.آر. باکستون، مری کینگزلی و ای.دی. موریل که نمایندگان سنت لیبرال یا رادیکال بودند، خود را نشان داد. آنها بیشتر به وضعیت واقعی مستعمرات علاقهمند بودند تا به نظریهای درباره امپریالیسم52. آنها خواستار اصلاحات فعالتری برای بهبود وضعیت بومیان مستعمرات بودند بهجای خروج قدرت استعماری.
هابسن به حزب کارگر یک «مجموعه اصول» ارائه داد، زیرا امپریالیسم استعماری را از جنبه اقتصادی تحلیل کرد؛ با این حال، هابسن نه یک سوسیالیست و نه حتی یک مارکسیست بود، بلکه یک اصلاحگر رادیکال بود که مفهوم امینت را در خواسته خود برای سیاست استعماری «آگاهانه» پیشبینی کرده بود53.
در طول جنگ جهانی اول، حزب کارگر اصول مسئولیتپذیری مربوط به آینده انجمن ملل را پذیرفت و همچنین کنترل بینالمللی را به عنوان نقطه مرکزی برنامه استعماری خود قرار داد. در این راستا، دو هدف وجود داشت: اول، جلوگیری از رقابت جدید برای تصاحب مستعمرات میان قدرتهای جهانی، و دوم، جایگزینی بهرهکشی سرمایهداری با سیاست اصلاحی که «مردم عقبمانده» را توسعه داده و آنها را برای خودمختاری آماده سازد54.
علاوه بر دو هدف مذکور، حزب کارگر نه تنها خواهان «فرمولبندی دقیق اصل مسئولیتپذیری و سیستم مشخصی از کنترل بینالمللی» بود، بلکه بیشتر از همه نگران تحت سلطه قرار دادن تمامی مستعمرات تحت نظارت انجمن ملل بود. در سالهای بعد، حزب کارگر خواستار گسترش اصل مسئولیتپذیری به تمام مستعمرات اروپایی شد55. با این حال، حزب سوسیالیست فرانسه برخلاف حزب کارگر بریتانیا، به جای خودمختاری که هدف سیاست مسئولیتپذیری بود، به همسانسازی )اصلاح فرهنگی و اجتماعی( علاقهمند بود و از این رو هیچگونه علاقهای به ابتکارات حزب کارگر بریتانیا نشان نداد.
مخالفت حزب کارگر با تصاحب مستعمرات میان قدرتهای جهانی به ایجاد یک پایه از اعتماد میان بریتانیا و رهبران ملیگرا کمک کرد.

51. V. ALBERTINI, Decolonization, (London: Africana Publishing, 1982), p. 115.
52. Ibid.
53. Ibid.
54. Ibid.
55. Ibid.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!