بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

این بررسی بهوضوح نشان میدهد که حزب کارگر بهطور آشکار ایدئولوژیک است. این حزب بر لزوم برابری تأکید دارد، برابری میان طبقات اجتماعی و نژادها. حزب کارگر بر برابری فرصتها و حتی برابری یا تقریباً برابری در پاداشها تأکید میکند. تشویق اجتماعی در اولویت بالایی برای حزب کارگر قرار دارد. این حزب حامی گسترش مالکیت عمومی و یا کنترل دولتی است56. در سیاست خارجی، حزب کارگر «بسیار کمتر از هر دولت محافظهکاری در مورد کاهش
هزینههای دفاعی و بستن پایگاههای خارجی تردید دارد».همچنین، حزب کارگر «محلی و شدیداً ضد استعماری
است57». در آستانه انتخابات عمومی 1951، مطبوعات بریتانیا بر این باور بودند که حزب کارگر «در جنوب آسیا به تعادل دست یافت، در حالی که در خاورمیانه شکست خورد58». این دیدگاه توسط نیو استیتسمن، که از حامیان حزب کارگر بود و بعدها به منتقد سرسخت سیاستهای خاورمیانهای آن تبدیل شد، بیان شد.
فاصلهای میان ایدهها و عمل سیاسی وجود دارد. بحران شرکت نفت انگلیس و ایران حزب کارگر را با مجموعهای
از مشکلات اقتصادی روبهرو کرد که نیازمند توجه ویژه آن حزب بود. این بحران مسئلهای بود که بهطور موقتی بر وضعیت اقتصادی داخلی بریتانیا تأثیر میگذاشت و بنابراین مسألهای نبود که به ترویج امپریالیسم یا نمایش پرچم امپراتوری مرتبط باشد، بلکه موضوعی بود که به منافع ملی داخلی مربوط میشد.

56. S. E. FINER, Comparative Government, (Middlesex: Penguin, 1970), p.165.
57. Ibid, p.23.
58. The New Statesman, in W. R. LOUIS, op. cit. p.738

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!