بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

خلاصه

این کتاب به بررسی سیاست خارجی بریتانیا در قبال ایران، با تمرکز ویژه بر ملیشدن شرکت نفت انگلیس- ایران در بازه زمانی 1948 تا 1954 میپردازد. این پژوهش معطوف به سیاست داخلی ایران نیست، بلکه بر درک و
برداشت بریتانیا از این بحران تمرکز دارد. شرکت نفت انگلیس-ایران )که در دسامبر 1954 به شرکت نفت بریتانیا
محدود تغییر نام داد( یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی جهان محسوب میشد. این شرکت مهمترین دارایی اقتصادی بریتانیا در خارج از کشور و اصلیترین منفعت استراتژیک این کشور در منطقه خلیج فارس بود. نفت نقشی حیاتی در اقتصاد بریتانیا داشت و از اینرو، به یک موضوع کلیدی در سیاست خارجی آن تبدیل شده بود.
در سال 1951، دولت ایران شرکت نفت انگلیس-ایران را ملی کرد. این کتاب واکنش دو حزب سیاسی بریتانیا را به این بحران، که آن را تهدیدی جدی برای منافع ملی خود در دوران رکود اقتصادی و چالشهای صنعتی تلقی میکردند، بررسی و تحلیل میکند. بحران شرکت نفت انگلیس-ایران در دوران حکومت حزب کارگر (1951-1945) شکل گرفت و سرانجام در دوران دولت محافظهکار (1954) به نقطه پایان رسید. کتاب همچنین به مرور تاریخی روابط ایران و بریتانیا میپردازد. در این بخش، جایگاه ایران در راهبرد ژئوپلیتیکی بریتانیا برای تأمین امنیت شبهقاره هند، و تأثیر کشف ذخایر عظیم نفتی ایران در اوایل قرن بیستم که منجر به تأسیس شرکت نفت انگلیس-ایران شد و ایران را به یک دارایی راهبردی برای امپراتوری بریتانیا در نیمه اول قرن بیستم تبدیل کرد، مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، به نقش دولت بریتانیا در صنعت نفت ایران پرداخته شده و وقایع منتهی به بحران ملیشدن نفت در سال 1951 تحلیل شده است. سیاست دولت کارگری بریتانیا در قبال ملیشدن شرکت نفت انگلیس-ایران بررسی شده و نشان داده میشود که علیرغم سیاستهای گسترده ملیسازی در داخل کشور، اهمیت حیاتی نفت در اقتصاد بریتانیا باعث شد که این مسئله در چارچوب منافع ملی مورد ارزیابی قرار گیرد. اگرچه استفاده از نیروی نظامی برای بازپسگیری تأسیسات نفتی ایران در مقطعی مورد بررسی قرار گرفت، اما در نهایت، حلوفصل بحران از طریق مذاکره بهعنوان گزینه مطلوبتر انتخاب شد. ایالات متحده نیز تلاشهایی را برای میانجیگری در این اختلاف میان ایران و بریتانیا انجام داد.
در سال 1951، حزب محافظهکار بریتانیا با به قدرت رسیدن در چارچوب تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی،
سیاستهای خاصی را در قبال بحران نفت ایران اتخاذ کرد. بهدنبال عدم توانایی در دستیابی به توافقی میان

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!