بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
نگرش دولت ایران به شرح زیر بود:
الف( آنها بر حق حاکمیتی خود برای ملیسازی شرکت نفت ایران و انگلیس تأکید داشتند و معتقد بودند که این
اقدام باید مشروط به پرداخت غرامت با نرخهایی باشد که توسط دادگاههای ایرانی تعیین خواهد شد. )طرح دوم
ملیشدن پیشبینی میکرد که 25 درصد از درآمد خالص حاصل از فروش نفت برای ایجاد صندوقی جهت پرداخت غرامت تخصیص یابد که ممکن بود در آینده تعیین شود(.
ب( آنها بر کنترل کامل عملیات نفتی تأکید داشتند )اگرچه حاضر بودند کارکنان خارجی شرکت را به عنوان کارمندان
شرکت ملی نفت ایران استخدام کرده و شرایط مشابهی را که پیشتر برای شرکت نفت ایران و انگلیس برقرار بود،
برای آنها اعمال کنند( و همچنین بر مالکیت کامل و اختیار آزادانه نفت تولیدشده تأکید میکردند )اگرچه آماده بودند تأمین نفت برای مشتریان سابق شرکت نفت ایران و انگلیس را تضمین کنند(.
نگرش شرکت نفت ایران و انگلیس و دولت بریتانیا این بود که آنها آمادگی دارند ملیشدن را بهعنوان موضوعی برای مذاکره بپذیرند و نه بهعنوان یک دستور تحمیلی، به شرط آنکه کارایی عملیات نفتی از طریق استخدام شرکت بهعنوان مدیر عامل تضمین شود و همچنین شرکت حق مطلق بر نفت تولیدشده را داشته باشد، مشروط بر اینکه نیازهای داخلی ایران )که تنها بخش کوچکی از تولید کل را تشکیل میدهد( تأمین گردد.
برای کاهش شکاف میان این دو دیدگاه غیرقابل مصالحه، شرکت در تاریخ 11 ژوئن هیأتی از مدیران خود را به ایران اعزام کرد تا دولت ایران را از تبعات سیاست تصرف فوری تأسیسات شرکت در ایران آگاه سازد و در عین حال پیشنهاد جایگزینی ارائه دهد که ضمن تأمین نیازهای مالی فوری آنها، پذیرش اصل ملیشدن را تضمین کند و در آینده مبنای شراکتی مؤثر را فراهم آورد. پس از جلساتی که در آنها هیأت ایرانی موضع خود را بهطور کامل غیرقابل انعطاف نشان داد و تأکید کرد که پیشنهادات نفتی باید مطابق با قانون ملیشدن باشد، شرکت در 19 ژوئن پیشنهادی ارائه داد که شامل پرداخت فوری 10 میلیون پوند و مبلغی معادل 3 میلیون پوند در ماه از ژوئیه به بعد، طی مدت زمان لازم برای رسیدن به توافق میشد. این پیشنهاد همچنین شامل واگذاری داراییهای ایرانی شرکت نفت ایران و انگلیس به شرکت ملی نفت ایران بود، به شرط آنکه این شرکت به یک شرکت جدید که توسط شرکت نفت ایران و انگلیس تأسیس میشود، استفاده انحصاری از این داراییها را اعطا کند6.
پس از ده روز مذاکرات بینتیجه، هیأت بریتانیایی ایران را ترک کرد7. پیشنهاد شرکت نفت ایران و انگلیس توسط دولت ایران به این دلیل رد شد که «با قانون ملیشدن سازگاری نداشت». دولت ایران بر امضای رسیدهایی از سوی
کاپیتانهای نفتکشها تأکید داشت که در آنها نفت بهعنوان مالکیت شرکت ملی نفت ایران شناخته میشد.
کاپیتانهای نفتکش، طبق توافق با شرکت نفت ایران و انگلیس، از امضای این رسیدها خودداری کردند. در تاریخ 24 ژوئن 1951، نفتکشهای شرکت نفت ایران و انگلیس از بارگیری نفت در آبادان خودداری کردند و صادرات نفت به
6. Ibid.
7. Ibid.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

