بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
بعدها، در جریان گفتوگویی با سفیر بریتانیا در تهران، شاه از سر فرانسیس شپرد خواست تا مذاکرات بیشتری با دکتر مصدق انجام دهد. این درخواست به این دلیل بود که شاه از تغییر دولت بیشتر از حضور مصدق در قدرت هراس داشت. با این حال، سفیر بریتانیا از پذیرش درخواست شاه خودداری کرد. در پی این موضوع، وزیر دربار در تاریخ 19 سپتامبر نامهای بدون امضا و تاریخ به سفیر بریتانیا ارائه داد که ظاهراً از سوی دکتر مصدق ارسال شده بود و حاوی پیشنهادات جدیدی برای حل و فصل بحران بود. پیشنهادات این نامه در مقایسه با پیشنهادات قبلی مصدق برخی پیشرفتها را نشان میداد، اما در خصوص موضوع حساس وضعیت کارکنان بریتانیایی، کاملًا غیرقابل قبول بودند. دولت بریتانیا بلافاصله اعلام کرد که این پیشنهادات بهعنوان مبنای مذاکرات قابل پذیرش نیست، چرا که به نظر میرسید هدف اصلی مصدق از ارائه این پیشنهادات، اعلام این نکته در مجلس بود که او در حال مذاکره با دولت بریتانیا است. این رویداد نشاندهنده پیچیدگیهای دیپلماتیک و سیاسی در مذاکرات بین ایران و بریتانیا بود، جایی که هر دو طرف در تلاش بودند تا از طریق تاکتیکهای مختلف، برتری خود را در جریان بحران تحمیل کنند.
بدون اطلاعرسانی به دولت بریتانیا، در تاریخ 25 سپتامبر، دولت ایران اعلام کرد که به کارکنان بریتانیایی باقیمانده در آبادان هفت روز مهلت داده خواهد شد تا ایران را ترک کنند. این اقدام بهطور کامل ارتباط بریتانیا با صنعت نفت ایران را قطع کرد. اگرچه همانطور که گفته شد، در 1 آگوست 1951 طرح اقدام نظامی لغو شده بود، با این حال، اعلام اخطار اخراج به کارکنان بریتانیایی در آبادان از سوی دولت ایران، بار دیگر ایده اقدام نظامی را در محافل دولتی بریتانیا مطرح ساخت. این رویداد نشاندهنده تشدید تنشها و پیچیدگی بیشتر روابط ایران و بریتانیا بود و همچنین باعث شد که گزینههای نظامی مجدداً به عنوان یک راهکار محتمل در دستور کار دولت بریتانیا قرار گیرد.
دولت بریتانیا که در آستانه انتخابات عمومی پیشرو نگران پیامدهای سیاسی اوضاع ایران بود، اقدام نظامی را بهعنوان یک گزینه مورد بررسی قرار داد. هربرت موریسون، وزیر امور خارجه بریتانیا، همچنان به استفاده از نیروی نظامی برای حفاظت از منافع بریتانیا تمایل داشت. در تاریخ 27 سپتامبر 1951، کابینه بریتانیا تشکیل جلسه داد و وزیر امور خارجه استدلالی قوی در حمایت از این اقدام ارائه کرد. موریسون به همکاران خود در کابینه یادآور شد که دولت بریتانیا علیرغم تحریکات فراوان، با خویشتنداری و منطق عمل کرده است. او هشدار داد که اگر اجازه دهند کارکنان باقیمانده بریتانیایی از ایران اخراج شوند، این اقدام پیامدهای گستردهای در سطح بینالمللی به دنبال خواهد داشت. این موضعگیری نشاندهنده افزایش تنشها در سیاست بریتانیا نسبت به بحران نفت ایران و تمایل برخی مقامات به اتخاذ اقدامات قاطعتر، از جمله گزینه نظامی، برای حفظ نفوذ بریتانیا در منطقه بود25.
آنچه وزیر امور خارجه بریتانیا در نظر داشت، احتمال قرار گرفتن کانال سوئز تحت کنترل مصر و همچنین حقوق قانونی بریتانیا در سایر نقاط جهان بود. موریسون کاملًا آگاه بود که بریتانیا در سازمان ملل و سایر مجامع بینالمللی با چالشهای جدی مواجه خواهد شد، اما با این وجود، او بهشدت خواهان استفاده از هر ابزاری بود که بتواند از اخراج کارکنان بریتانیایی در آبادان جلوگیری کند. این موضع نشاندهنده نگرانی عمیق دولت بریتانیا نسبت به کاهش نفوذ جهانی خود و تمایل به حفظ موقعیت استراتژیک و اقتصادیاش در منطقه، حتی با توسل به اقدامات قاطع بود.
25. PRO, London, CAB 128/20 CM 60 (51), Cabinet Minutes, 27th September 1951.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

