بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
نیروی ضربتی نظامی بریتانیا آماده تصرف جزیره آبادان، محل بزرگترین پالایشگاه نفت جهان، شد. یگانهایی از ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی بریتانیا در مدیترانه شرقی و خلیج فارس مستقر شدند تا در صورت لزوم اقدام نظامی انجام دهند. در واکنش به این تهدید، ایران با اشاره به برنامه ملیسازی دولت کارگری بریتانیا استدلال کرد که همانطور که بریتانیا صنایع خود را ملی کرده است، ایران نیز حق دارد چنین اقدامی انجام دهد، مشروط بر آنکه مالکین را غرامت دهد. در پاسخ، گاردین استدلال کرد که این مسئله کاملًا متفاوت است، زیرا شامل اموال بریتانیا میشود که طبق یک توافقنامه بینالمللی به دست آمده است26. در تهران، دولت ایران بهطور قاطع دستور داد که در صورت هرگونه تلاش نیروهای خارجی برای ورود به خاک کشور، تمامی تأسیسات نفتی منهدم شوند. این تحولات تنش میان ایران و بریتانیا را به نقطهای بحرانی رساند، جایی که هر دو طرف برای حفظ منافع خود آماده اقدامات شدیدتر، از جمله اقدامات نظامی، بودند27.
با این حال، کلمنت اتلی، نخستوزیر بریتانیا، شدیداً مخالف مداخله نظامی بود و موضع قاطعی در برابر هرگونه استفاده از نیروی نظامی اتخاذ کرد. او به کابینه گفت: «اگر ما بخواهیم با استفاده از زور به دنبال یافتن راهحلی باشیم، نمیتوانیم انتظار حمایت زیادی از سوی سازمان ملل داشته باشیم و دولتهای آسیایی نیز به دشمنی با ما خواهند پرداخت. مداخله نظامی ممکن است دولت کنونی را سرنگون نکند، بلکه ممکن است موقعیت مصدق را تقویت کند. از سوی دیگر، اگر ایرانیان بهواسطه بیکفایتی خود صنعت نفت را به هرجومرج بکشانند، در نهایت ممکن است به لزوم همکاری
بریتانیا پی ببرند». این موضعگیری نشاندهنده نگرانی اتلی از پیامدهای گسترده و پیچیده استفاده از نیروی نظامی بود و نشان میدهد که او بر راهحلهای دیپلماتیک و فشار اقتصادی به جای اقدامات نظامی تأکید داشت28.
اتلی ادامه داد: «تصرف جزیره آبادان لزوماً تغییری در دولت ایران بهوجود نخواهد آورد و ممکن است مردم ایران را علیه این کشور متحد کند. همچنین نه چاههای نفت و نه پالایشگاهها بدون همکاری کارگران ایرانی قابل بهرهبرداری نخواهند بود. اخراج کارکنان بریتانیایی باقیمانده در آبادان برای این کشور تحقیرآمیز خواهد بود، اما این اقدام حداقل دکتر مصدق را در موقعیتی قرار میدهد که باید صنعت نفت را با امکانات ناکافی برای پالایش نفت و صادرات آن از
ایران اداره کند، و ممکن است در نهایت مجبور شود توافقی با این کشور بپذیرد». این موضعگیری اتلی نشاندهنده رویکرد محتاطانه و استراتژیک او بود، که بر این باور بود که فشار اقتصادی و دیپلماتیک میتواند در نهایت مصدق را به پذیرش توافقی با بریتانیا مجبور کند، بدون آنکه لزوماً به استفاده از نیروی نظامی نیاز باشد29.
26. H. ENAYAT, British Public Opinion and the Persian Oil Crisis from 1951 to 1954, M. Sc. Econ. Thesis, University of London, 1958, p.91in H. KATOUZIAN, Mussadiq and the Struggle for Power in Iran, (London: I.B. Tauris & Co. Ltd., Publishers, 1990) p. 139.
27. A.W. FORD , The Anglo – Iranian Oil Dispute of 1951-1952 : A Study in the Role of Law in the Relations of the States , ( Los Angeles : University of California Press , 1954 ) , p.124 .
28. PRO , London , CAB 128/20 CM 60 ( 51 ) 257 , Cabinet Minutes , 27th September 1951 .
29. Ibid.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

