بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

دادستان کل در تاریخ 28 سپتامبر 1951 در یک ارتباط رسمی تلاش جدی برای منصرف کردن دولت بریتانیا از اقدام نظامی علیه ایران انجام داد. او اظهار داشت: «فکر نمیکنم که دیوان بینالمللی دادگستری دستور اخراج ایرانیها را بهعنوان دلیلی برای مداخله قهری بریتانیا در آبادان بپذیرد30». دادستان کل ادامه داد که: «احتمال بیشتری وجود دارد که دولت اعلیحضرت مجبور شود اقدامات بریتانیا را در برابر شورای امنیت و احتمالًا مجمع عمومی دفاع کند. اگر پرونده انگلیس و ایران به محاکمه برسد، این اقدام علیه ما خواهد بود مگر اینکه حداقل در شورای امنیت حضور یافته باشیم. بهنظر من، ملاحظات سیاسی در نهایت باید عامل تصمیمگیری اصلی باشند».
این هشدار نشاندهنده نگرانیهای حقوقی و دیپلماتیک درباره پیامدهای اقدام نظامی بود و تأکید بر این داشت که اقدامات دولت بریتانیا باید با دقت بیشتری بررسی شود تا از بروز مشکلات حقوقی و بینالمللی بیشتر جلوگیری شود31. در همان روزی که گزارش دادستان کل ارسال شد، یعنی 28 سپتامبر، «دولت بریتانیا» اختلاف نفتی را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داد. دولت بریتانیا به شورای امنیت اعلام کرد که سیاست این کشور بر اساس استفاده از سازوکارهای سازمان ملل و اصول حاکمیت قانون استوار است و نه متوسل شدن به زور. وزارت امور خارجه بریتانیا در بیانیهای اعلام کرد که این کشور اکنون موضع خود را بر اساس تصمیم موقت دیوان بینالمللی دادگستری در تاریخ 5 جولای اتخاذ خواهد کرد که در آن دستور به حفظ وضعیت موجود صادر شده بود، همانطور که در بخشهای قبلی این فصل توضیح داده شد. در تهران، نخستوزیر ایران، دکتر محمد مصدق، اعلام کرد که به نیویورک خواهد رفت تا شخصاً پرونده ایران را به شورای امنیت ارائه دهد، هرچند که شورای امنیت صلاحیت قانونی برای مداخله در این اختلاف را نداشت.
در لندن، در تاریخ 29 سپتامبر اعلام شد که دستورات لازم برای تخلیه پرسنل باقیمانده بریتانیایی در آبادان صادر شده است. همانطور که و. ر. لوئیس در کتاب خود، امپراتوری بریتانیا در خاورمیانه، لحظات پایانی انتظار را توصیف کرده است:
«در صبح روز چهارم اکتبر 1951، گروهی در مقابل باشگاه جیمخانه، که محل بسیاری از لحظات خوش زندگی آنان در ایران بود، جمع شدند تا سوار بر ناو بریتانیایی موریس به سوی بصره حرکت کنند32. برخی از آنها سگهایی با خود داشتند، اگرچه بیشتر سگها مجبور به کشتن شده بودند؛ عدهای دیگر راکت تنیس و چوب گلف به همراه داشتند؛ پرستاران بیمارستان و خانم فلول، که خانه مهماننوازی را مدیریت میکرد و سه روز پیش با چتر خود فرمانده تانک ایرانی را که چمنهایش را زیر پای تانک له کرده بود، تهدید کرده بود، در میان گروه بودند. همچنین کشیش تایری

30. PRO , London , FO 800/653 , The General Political Correspondence of the Foreign Office , Sir P. Nicholas, to Secretary of State, Top Secret, 28th September 1951.
31. Ibid.
32. PRO , London , FO 371/98593 , The General Political Correspondence of the Foreign Office , George Middleton to Sir Anthony Eden , British Foreign Secretary , Report on events in Persia in 951 , Confidential , 24th March 1952 .

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!