بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

از پیش گسترش داد، همراه با رشد سریع تولید شرکت نفت عربی-آمریکایی )آرامکو( در عربستان سعودی. از دید آمریکاییها، حتی حذف شرکت بریتانیایی از ایران میتوانست مفید باشد و جایگزینی آن با یک شرکت آمریکایی، گزینهای ایدهآلتر محسوب میشد19. اگر این اقدام تحت لوای «جلوگیری از کمونیسم» توجیه میشد، سایر جنبههای بحثبرانگیز آن نیز قابل چشمپوشی بود. رقابت انگلو-آمریکایی در خاورمیانه ناشی از احساس طبیعی بریتانیاییها نسبت به آنچه که ورود آمریکا به حوزههای سنتی نفوذشان تلقی میکردند، بود20.
فصل قبل نشان داد که نخستوزیر ایران، دکتر مصدق، در اکتبر 1951 برای ارائه پرونده ایران به نیویورک سفر کرد. دولت آمریکا از حضور او در ایالات متحده بهعنوان فرصتی استفاده کرد و مذاکرات فشردهای در اکتبر و نوامبر انجام شد. پس از جلسات شورای امنیت، گفتگوها در واشنگتن با دیپلماتهای بلندپایه آمریکایی آغاز شد که گاه دین اچسون و پل نیتزه نیز در آن حضور داشتند، اما عمده مذاکرات بین مصدق و جورج مکگی انجام شد. تخمین زده شد که مکگی در مجموع 72 ساعت با دکتر مصدق مذاکره کرده است. رئیسجمهور ترومن نیز در این گفتگوها مشارکت داشت.
در نهایت، مکگی و مصدق پس از تلاش فراوان، طرحی برای حل بنبست تدوین کردند که شامل موارد زیر بود:
(1)یک شرکت ملی نفت ایران تأسیس شود که مسئولیت اکتشاف، تولید و حملونقل نفت خام را بر عهده داشته باشد .
(2)الایشگاه آبادان به یک شرکت غیر بریتانیایی فروخته شود که خود تکنسینهایش را انتخاب کند.
(3)شرکت نفت ایران و انگلیس یک سازمان خرید تأسیس کند که نفت ایران را خریداری، حمل و بازاریابی کند.
(4)این قرارداد برای 15 سال اعتبار داشته باشد و حداقل 30 میلیون تن نفت در سال تأمین کند.
(5)قیمت نفت از طریق مذاکرات بین ایران و بریتانیا تعیین شود و از 1.10 دلار در هر بشکه تجاوز نکند21.
قیمت 1.10 دلار در هر بشکه، 65 سنت کمتر از قیمت 1.75 دلاری خلیج فارس بود. این کاهش قیمت بهعنوان غرامتی برای ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس در نظر گرفته شد. نتیجه نهایی این مدل قیمتگذاری، در واقع مشابه سازوکار تقسیم سود 50-50 بود که در آن زمان در عربستان سعودی اعمال میشد22. مقامات آمریکایی خوشبین بودند که این شرایط میتواند مبنای قابل قبولی برای مذاکره با دولت جدید محافظهکار در بریتانیا باشد. آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه بریتانیا، پنج بار با مقامات آمریکایی دیدار کرد تا این پیشنهاد را بررسی کند. اما دولت بریتانیا اصول ملیسازی را غیرقابل قبول دانست. علاوه بر این، حذف تکنسینهای بریتانیایی از ایران نیز موجب نارضایتی بریتانیا شد.
19. Ibid.
20. Ibid, pp.271-272.
21. J.A. BILL and W.R. LOUIS, Mussadiq, Iranian Nationalism and Oil,(London: I.B. Tauris
&Co.Ltd.,1988), p.272.
22. Ibid.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!