بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

مقدمه

این اثر پژوهشی در حوزهی تاریخ دیپلماسی بریتانیا بوده و سیاست خارجی این کشور را در قبال ایران، با تأکید بر ملیسازی شرکت نفت انگلیس-ایران در فاصلهی سالهای 1948 تا 1954، مورد بررسی قرار میدهد. این پژوهش به مسائل داخلی ایران نمیپردازد، بلکه از منظر دولت بریتانیا به تحلیل موضوع میپردازد.
چنین رویکردی تاکنون بهطور جامع و نظاممند مورد واکاوی قرار نگرفته است. با وجود اهمیت راهبردی ملیسازی شرکت نفت انگلیس-ایران، این مسئله به شکلی تأسفبار مورد غفلت واقع شده است. شرکت نفت انگلیس-ایران، بهعنوان مهمترین سرمایهگذاری خارجی بریتانیا، نقش کلیدی در تأمین منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی این کشور در منطقهی خلیج فارس ایفا میکرد. نفت، عنصری حیاتی در اقتصاد بریتانیا محسوب میشد و در نتیجه، موضوعی مرتبط با امنیت ملی این کشور بهشمار میرفت.
ایران، بهواسطهی موقعیت ژئواستراتژیک خود، از دیرباز مورد توجه امپراتوری بریتانیا قرار داشت. این کشور تا پیش از قرن بیستم، بهعنوان یک منطقهی حائل میان مستعمرهی هندوستان و امپراتوری روسیه، نقشی تعیینکننده در موازنهی قدرت ایفا میکرد. با ورود به قرن بیستم، اهمیت ایران برای سیاست خارجی بریتانیا بیش از پیش افزایش یافت. در سال 1908، کشف ذخایر نفتی در ایران نقطهی عطفی در معادلات ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک این کشور شد. نفت برای بریتانیا اهمیتی راهبردی داشت، زیرا استفاده از آن بهعنوان سوخت نیروی دریایی سلطنتی، بهمراتب مقرونبهصرفهتر و کارآمدتر از زغالسنگ بود. در آن مقطع، هیچ منبع نفتی شناختهشدهای در قلمرو امپراتوری بریتانیا یا سرزمین اصلی این کشور وجود نداشت. بنابراین، اکتشاف و استخراج نفت در ایران، برای بیش از نیم قرن، به یکی از ارکان اساسی سیاست خارجی بریتانیا بدل شد.
در سال 1909، شرکت نفت ایران و انگلیس )که بعدها به شرکت نفت انگلیس-ایران تغییر نام داد( تأسیس شد. از سال 1914، دولت بریتانیا با در اختیار داشتن 55 درصد از سهام و 52 درصد از حقوق رأی، کنترل قابلتوجهی بر این شرکت اعمال میکرد. شرکت نفت انگلیس-ایران به یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی جهان تبدیل شد.
در سال 1948، دولت ایران رسماً به سیاستهای شرکت نفت انگلیس-ایران اعتراض کرد. اقتصاد ایران در شرایط بحرانی قرار داشت و دریافت حقالامتیازهای نفتی، تنها گزینهی ممکن برای تأمین مالی برنامهی توسعهی هفتسالهی کشور )برای دورهی 1949 تا (1956 محسوب میشد. در این مقطع، مطالبات گستردهای در داخل ایران برای تجدیدنظر در سهم ایران از منافع شرکت نفت انگلیس-ایران مطرح گردید.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!