بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
از سوی دیگر، بریتانیا نهتنها در تلاش بود تا از منافع خود در صنعت نفت ایران محافظت کند و دولت مصدق را سرنگون سازد، بلکه در پی حفظ منافع اقتصادی خود در جهان عرب و جلوگیری از وابستگی به خرید نفت با ارز دلار
نیز بود. در مقابل، دولت آمریکا بیش از هر چیز نگران تسلط مستقیم شوروی بر ایران بود و به همین دلیل به
میانجیگری در این بحران ادامه داد.
در اواسط ماه مه 1952، سرتیپ هنری بایرود، معاون جدید وزیر خارجه آمریکا )جانشین جرج مکگی(، به ایران سفر کرد. او به مصدق اطلاع داد که ایالات متحده تمایلی به ادامه کمکهای خود تحت برنامه «نقطه چهارم» ندارد، مگر آنکه ایران از درآمدهای خود بهطور کامل بهرهبرداری کند. در این مرحله، توجهها به دیوان بینالمللی دادگستری در لاهه معطوف شد و برای مدت قابلتوجهی هیچ تلاشی برای ازسرگیری مذاکرات نفتی صورت نگرفت. در این فاصله، مصدق دو پیروزی مهم به دست آورد: نخست، او در انتخابات پیروز شد و دوباره به مقام نخستوزیری بازگشت، و دوم، ایران در دعوی خود در دیوان بینالمللی دادگستری موفق شد رأیی به نفع خود کسب کند.
هنگامی که کاردار بریتانیا تلاش کرد مصدق را متقاعد کند که پرونده اختلاف را به داوری ارجاع دهد، نخستوزیر ایران در تاریخ 7 اوت مجموعهای از شرایط را ارائه کرد. از جمله، بازپرداخت بدهیهای شرکت، اشاره به مبالغی که شرکت نفت ایران و انگلیس هنگام پیشنهاد “توافقنامه تکمیلی” به عنوان بدهی خود به ایران پذیرفته بود، بازپرداخت داراییهای مسدود شده ایران در بریتانیا، و پرداخت غرامت به دلیل تأخیر در آزادسازی این وجوه. تنها در صورتی که این شرایط برآورده میشد، دولت ایران آماده بود تا بر اساس قانون ملیسازی نفت در قالب نه ماده، مذاکراتی را با شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز کند.
در گفتوگویی که در 14 اوت میان مصدق و کاردار بریتانیا، میدلتون، انجام شد، پس از آنکه میدلتون روشن ساخت که شرکت نفت ایران و انگلیس نمیتواند پیشنهاد دولت ایران را برای مذاکره در چارچوب قانون نه مادهای بپذیرد و
پس از آنکه وی، گویی به ابتکار خود، پیشنهاد بحثهای غیررسمی بدون پیششرط را مطرح کرد، دکتر مصدق
پیشنهادهای زیر را ارائه داد:
الف( او داوری توسط دیوان بینالمللی دادگستری را پیشنهاد کرد.
ب( وی از بریتانیا درخواست کمک مالی فوری نمود.
ج( او شرکت نفت ایران و انگلیس را دعوت کرد تا درباره فروش عمده نفت ایران بر اساس شرایط تجاری مذاکره کند، که در نهایت شامل ارائه نفت رایگان با تخفیف برای جبران خسارت نیز میشد49.
در این میان، سفیر آمریکا، لوی هندرسون، نیز فعال بود. در 27 اوت، کاردار بریتانیا در تهران، جی. اچ. میدلتون، و سفیر آمریکا، لوی هندرسون، با دکتر مصدق، نخستوزیر ایران، دیدار کردند تا تلاشی دیگر برای حل بحران شرکت
49. PRO , London , CAB 129/54 C ( 52 ) 285 , Memorandum on Middleton’s , British Charge d’Affaires, conversation with the Iranian Prime Minister , Dr. Musaddiq, Secret, 19th August 1952, p.1.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

