بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

دولت بریتانیا و دولت ایران نتوانستند به توافقی دست یابند. در ایران، تقاضا برای ملی شدن شرکت نفت انگلیس- ایران افزایش یافت. بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیس-ایران در سال 1951 شکل گرفت و سرانجام در سال 1954 به پایان رسید.
کتاب به بررسی سیاست خارجی بریتانیا نسبت به ایران در دوران ملیسازی شرکت نفت انگلستان و ایران )آنگلو- ایرانی( میپردازد. تحقیق من از دوران حکومت حزب کارگر آغاز خواهد شد. در زمان حکمرانی حزب کارگر در سالهای 1945-1951، بحران شرکت نفت آنگلو-ایرانی بروز کرد. سپس تحلیلی از سیاست دولت حزب محافظهکار در زمان به قدرت رسیدن آن در سال 1951 ارائه خواهد شد. این بحران در دوران حکومت حزب محافظهکار بود که سرانجام در سال 1954 بحران شرکت نفت آنگلو-ایرانی به پایان رسید. بنابراین، کتاب به بررسی و تحلیل واکنش دو حزب سیاسی بریتانیا به آنچه که آنها بهعنوان تهدیدی عمده برای منافع بریتانیا در دوران مشکلات اقتصادی و صنعتی شدید تلقی میکردند، میپردازد.
دولت حزب کارگر با یک معضل در برخورد با ایران در خصوص ملیسازی شرکت نفت انگلیس و ایران در سال 1951 روبرو بود. از یک سو، این دولت بیشتر از هر دولت قبلی در تاریخ بریتانیا صنایع را ملی کرده بود. از سوی دیگر، مسئله مهمتر منافع ملی بود. نفت یک مسئله حیاتی در اقتصاد بریتانیا به شمار میرفت. منافع ملی بر این امر چیره شد. اقدامات برای بلوکه کردن نفت ایران، بلافاصله پس از آغاز بحران ملیسازی، و تحریمهای اقتصادی علیه ایران توسط دولت حزب کارگر اعمال شد. استفاده از نیروی نظامی علیه ایران به منظور بازپسگیری تأسیسات نفتی در کابینه حزب کارگر مورد بررسی قرار گرفت. احتمال برگزاری انتخابات عمومی پیش رو و فشار از سوی حزب محافظهکار عوامل مؤثری در این تصمیمگیریها بودند. پایان سال 1951 دوران دشواریهای اقتصادی و صنعتی شدید برای بریتانیا بود. بریتانیا در بحران پولی پوند قرار داشت.دولت بریتانیا در حال برنامهریزی برای درخواست کمکهای اقتصادی از ایالات متحده بود. در این میان، دولت ایالات متحده تلاشهایی برای میانجیگری در بحران بین بریتانیا و ایران انجام میداد. دولت ایالات متحده به مذاکره طرفدار بود، چنانکه در فصل سوم نشان داده خواهد شد. اتخاذ اقدام نظامی علیه ایران میتوانست به طور جدی بر احتمال دریافت کمکهای مالی از ایالات متحده آسیب بزند. ملاحظات مالی بر تصمیمگیریها غلبه کرد. حل بحران از طریق مذاکرات گزینه ترجیحی شد. دولت بریتانیا امیدی به دستیابی به توافق با دولت ایران نداشت. بنابراین، پرونده ملیسازی شرکت نفت انگلیس و ایران را به دیوان بینالمللی دادگستری ارجاع داد.دولت بریتانیا همچنین این منازعه نفتی را به شورای امنیت سازمان ملل متحد تسلیم کرد. از دست دادن نفت ایران بریتانیا را مجبور کرده بود که 25 درصد از درآمدهای دلاری خود را صرف تأمین نفت کند. دولت بریتانیا از بانک جهانی کمک خواست و پیشنهاد آن در خصوص میانجیگری در بحران شرکت نفت انگلیس و ایران را با آغوش باز پذیرفت. دولت حزب محافظهکار که در سال 1951 به قدرت رسیده بود، نگران سرنگونی دولت ایران به منظور حفاظت

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!