بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
در 13 مه 1953، بریتانیا درخواست ایران را رد کرد. در 20 ژوئن 1953، رئیسجمهور آمریکا، آیزنهاور، رسماً از موضع بریتانیا حمایت کرد. در هر دو سوی آتلانتیک، اکنون دولتهای محافظهکار بر سر کار بودند. دولت جدید جمهوریخواه آمریکا نگرانی بیشتری نسبت به تهدید کمونیسم داشت61. هر دو دولت بریتانیا و آمریکا تمایل چندانی به حمایت از جنبشهای ملیگرایانه در مناطقی که منافع اقتصادی و سیاسی آنها در خطر بود، نداشتند. دسترسی آسان غرب به ذخایر غنی نفت ایران و نگرانی ایالات متحده از تسلط کمونیسم بر ایران، همراه با مواضع غیرقابل انعطاف
مصدق، موجب شد که سیاست آمریکا به سمت موضع بریتانیا متمایل شود. دولت جدید آمریکا مصدق را عاملی
بیثباتکننده تلقی میکرد. افزون بر این، رابطه نزدیک چرچیل و آیزنهاور، که رفقای دوران جنگ جهانی دوم بودند، بر این گرایش تأثیر گذاشت. آیزنهاور با ارسال نامهای به نخستوزیر ایران، او را از امتناع ایالات متحده در ارائه کمک مالی به ایران یا خرید نفت ایران مطلع ساخت62.
کنسرسیوم نفتی جهانی )کارتْلِ نفتی( عملًا نگران چنین مسائلی نبود. این کنسرسیوم، پیروزی خود را در عرصه دیپلماسی بینالمللی قطعی میدانست و تنها مسئله باقیمانده را اعمال سلطه خود بر ایران میپنداشت. این نهاد، دولت مصدق را غیرمنطقی میدانست و هرگونه توافق با دولت او را بیثمر و فاجعهبار برای صنعت نفت بینالمللی ارزیابی میکرد.
این فصل به بررسی سیاست دولت محافظهکار بریتانیا از زمان روی کار آمدن آن در سال 1951 در قبال ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس توسط دولت ایران پرداخت. شرکت نفت ایران و انگلیس، مهمترین بنگاه اقتصادی بریتانیا در خارج از کشور و بزرگترین منفعت اقتصادی این کشور در منطقه خلیج فارس محسوب میشد.
تلاشهایی برای دستیابی به یک توافق مذاکرهشده صورت گرفت. دولت ترومن بر این باور بود که حمله نظامی بریتانیا میتوانست بهانهای برای مداخله شوروی در ایران فراهم کند. نگرانی از تسلط کمونیسم در ایران، توجیهی برای نقش میانجیگری ایالات متحده در بحران شرکت نفت ایران و انگلیس شد. در همین راستا، زمانی که نخستوزیر ایران، دکتر مصدق، در اکتبر 1951 برای سخنرانی در شورای امنیت سازمان ملل به نیویورک سفر کرد، آمریکا مذاکرات فشردهای با او انجام داد. در همان زمان، مقامات آمریکایی در لندن نیز با وزیر امور خارجه جدید بریتانیا، آنتونی ایدن، درباره اوضاع ایران رایزنی کردند.
این مذاکرات به نتیجهای نرسید، زیرا مواضع دولتهای بریتانیا و ایران همچنان انعطافناپذیر باقی ماند. تلاش بانک بینالمللی برای میانجیگری میان دو کشور نیز ناکام ماند؛ زیرا مصدق خواهان آن بود که بانک مذکور به نمایندگی از دولت ایران و در چارچوب قانون ملی شدن صنعت نفت عمل کند، درحالیکه بریتانیا این شرایط را غیرقابل قبول میدانست.
61. A.P.DOBSON, op. cit., p.143.
62. L.P. ELWELL-SUTTON, op. cit., p.298
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

