بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

فصل پنجم
:1954 دولت محافظهکار و پایان بحران
فصل پیشین به بررسی سیاستهای دولت محافظهکار پس از روی کار آمدنش در سال 1951 در قبال ملیسازی شرکت نفت ایران و انگلیس توسط دولت ایران پرداخت. این شرکت، مهمترین دارایی بریتانیا در خارج از کشور و اصلیترین منافع آن در منطقه خلیج فارس به شمار میرفت. در این فصل، تلاش خواهد شد تا روند اقدامات دولت محافظهکار در مدیریت و پایان دادن به بحران ملیسازی تشریح شود.
مدیریت بحران
با توجه به نگرانی ایالات متحده از گسترش نفوذ شوروی در منطقه یا وقوع یک کودتای کمونیستی در ایران، این کشور بریتانیا را تحت فشار قرار داد تا با ارائهی امتیازاتی، اختلاف نفتی با ایران را حلوفصل کند. موضع ایالات متحده این بود که «مطلوبترین راهحل این بود که شرکت نفت ایران و انگلیس و دولت ایران خودشان به یک توافق دست
یابند». در پاسخ، دولت بریتانیا تأکید کرد که اعطای امتیازات به ایران ممکن است باعث تشویق مصادرهی
سرمایهگذاریهای غربی در سایر نقاط جهان شود1. با روی کار آمدن دولت جدید آمریکا به رهبری آیزنهاور و جان فاستر دالس در ژانویهی 1953، این دولت در بحران ایران انعطافپذیری بیشتری نسبت به استدلالهای بریتانیا از خود نشان داد. همانطور که در فصل قبل اشاره شد، در 20 ژوئن 1953، رئیسجمهور آیزنهاور بهطور رسمی از موضع بریتانیا حمایت کرد و طی نامهای به نخستوزیر ایران، دکتر محمد مصدق، اعلام کرد که ایالات متحده از ارائهی کمک مالی به ایران یا خرید نفت این کشور خودداری خواهد کرد². این اقدام پس از آن انجام شد که پیشنهاد ارائه شده از سوی دولت آمریکا در 20 فوریهی 1953 به دولت ایران، که در فصل پیشین مورد بحث قرار گرفت، از سوی نخستوزیر ایران رد شد. در این مرحله، وزارت امور خارجهی ایالات متحده آشکارا نارضایتی خود را از مصدق ابراز کرد.
در تلاش برای تضعیف موقعیت دکتر مصدق و ایجاد یک رکود اقتصادی فراگیر در ایران، شرکت نفت ایران و انگلیس، که از نفوذ گستردهای در سطح بینالمللی برخوردار بود، تحریم نفت ایران را اعمال کرد و همچنین متخصصان فنی خود را از ایران خارج ساخت.
در نتیجه، تقریباً هیچ صادراتی از نفت ایران ممکن نبود. در 13 ژوئن 1951، خریداران پیشین نفت ایران مطلع شدند که میتوانند به مدت یک ماه، مقادیر مورد نیاز خود را با تأییدیهی شرکت ملی نفت ایران خریداری کنند. پس از آن، تخصیص سهمیهها براساس میزان خرید آنها در بازهی ژانویه 1948 تا 30 مارس 1951 صورت میگرفت و پرداختها باید بر اساس قیمت بینالمللی انجام میشد.

1. Department of State : Papers Relating to the Foreign Relations of the United States , ( Washington DC Annual ) , 1952-54 , Vol . IX, p.762., the Near and Middle East, Agreed Minutes of the Fourth Session of the United States- French talks on Middle East oil, Secret, December 21st 1953.
2. A.P. DOBSON , The Politics of the Anglo – America Economic Special Relationship 1940-1987 , ( Brighton : Wheatsheaf Books , 1988 ) , p.143 .

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!