بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
ایران با بحران شدید ارز خارجی مواجه بود و سالانه تقریباً 260 میلیون پوند از دست میداد. در این زمان، نخستوزیر ایران، دکتر مصدق، مصمم بود که تأیید قاطع مردمی را برای سیاستهای خود به دست آورد و مجلس نیز، که به همان اندازه به این سیاستها متعهد بود، به دنبال حمایت از او بود. مجلس جدید که در آوریل 1952 تشکیل شد، با اکثریت آرا رأی به انتخاب مجدد دکتر مصدق به عنوان نخستوزیر داد. مطابق با قانون اساسی، مصدق پس از انتخاب مجلس جدید استعفا داده بود. برای حل بحران اقتصادی کشور، در 13 ژوئیه 1952، مصدق از مجلس درخواست اختیارات کامل برای مدت شش ماه کرد. این درخواست شامل تصدی وزارت جنگ نیز میشد، اما شاه با آن مخالفت کرد. مصدق فوراً استعفا داد و شاه قوامالسلطنه را به عنوان نخستوزیر جدید منصوب کرد.
بلافاصله پس از این انتصاب، حامیان مصدق، در ائتلاف با روحانیون، به سازماندهی اعتراضات و خشونت علیه دولت قوام پرداختند که در نتیجهی آن، تنها در تهران 20 نفر کشته و حدود 100 نفر زخمی شدند. همزمان با این ناآرامیها، دیوان بینالمللی دادگستری اعلام کرد که در اختلاف نفتی ایران و بریتانیا صلاحیت رسیدگی ندارد. این حکم، از سوی مصدق به عنوان یک پیروزی دیپلماتیک تلقی شد. در پی این تحولات، شاه متقاعد شد که مصدق از حمایت گستردهی مردمی برخوردار است و تنها راه برای سرکوب این حمایت بهکارگیری نیروی قهریه در سطحی بود که شاه مایل به پذیرش آن نبود. از آنجا که برخی از آشوبگران حتی بهطور علنی خواستار برقراری جمهوری بودند، استفاده از زور از دیدگاه شاه، بیتردید جایگاه او را به خطر میانداخت. در 21 ژوئیه 1952، قوام استعفا داد. روز بعد، مصدق بار دیگر به مقام خود بازگشت. در 3 اوت 1952، نخستوزیر از مجلس درخواست کرد که اختیارات کامل به او اعطا شود. این درخواست از سوی مجلس پذیرفته شد.
به دلیل کاهش درآمدهای نفتی، وضعیت مالی ایران رو به وخامت گذاشت. دولت بریتانیا همچنین داراییهای ایران را در حسابهای استرلینگ این کشور مسدود کرد. ایران با کسری بودجه عظیمی مواجه شد که به دلیل سیاستهای دولت ایران در زمینه یارانهدهی به کارگران صنعت نفت، تشدید گردید. در سپتامبر 1952، دکتر مصدق، نخستوزیر ایران، دکتر هیالمار شاخت، کارشناس مالی آلمانی، را برای مشاوره به ایران دعوت کرد. در پایان سفر چهارروزهاش به ایران، دکتر شاخت اعلام کرد که از او خواسته شده است تا برنامه اقتصادی جدیدی برای ایران تدوین کند. پس از شاخت، کامیل گوت، وزیر دارایی پیشین بلژیک و از مدیران صندوق بینالمللی پول، که توسط تریگوه لی، دبیرکل سازمان ملل متحد، به نخستوزیر ایران توصیه شده بود، در ابتدای ماه اکتبر وارد ایران شد. هدف کامیل گوت، بررسی وضعیت اقتصادی ایران بهطور دقیق بود. بااینحال، نتایج حاصل از این دو مأموریت، مشخص و قطعی نبود.
در ادامه، در ماه اکتبر، مجلس به انحلال سنا رأی داد. در ماه نوامبر، دیوان عالی ایران منحل شد. در ژانویه 1953، مجلس اختیارات مصدق را برای مدت دوازده ماه دیگر تمدید کرد. این اختیارات بهمنظور جلوگیری از پذیرش هرگونه پیشنهادی از هر جناحی برای حلوفصل اختلافات نفتی به کار گرفته شد.
شاه به دلیل افزایش قدرت نخستوزیر نگران شد. سیاستمداران، مالکان زمین، بازرگانان و ارتش بهطور فزایندهای درباره وضعیت نفت و مشکلات اقتصادی که در پی توقف صادرات نفت ایجاد یا تشدید شده بود، ابراز نگرانی کردند.
از اواخر سال 1951، بر اساس گزارشهای سفارت بریتانیا در تهران، نگرانیهایی نسبت به دکتر محمد مصدق در ایران ابراز شده بود:
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

