بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
از منافع بریتانیا در ایران، که همان تأسیسات نفتی بود، بود. از سوی دیگر، حل منازعه میان بریتانیا و ایران از طریق مذاکره، سیاست ایالات متحده بود و این کشور به عنوان میانجی در بحران وارد شد.
دیدگاه ایالات متحده این بود که حمله نظامی بریتانیا یا فروپاشی اقتصادی در ایران میتواند به تصرف قدرت توسط کمونیستها در این کشور منجر شود. این سیاست موجب دریافت کمکهای اقتصادی از سوی ایالات متحده به ایران شد. دولت بریتانیا با اعمال تحریمهای اقتصادی در تلاش بود تا دولت ایران را سرنگون کند، در حالی که ایالات متحده کمکهای اقتصادی به ایران ارائه میکرد. با این حال، هر دو تلاش میانجیگری ایالات متحده و بانک جهانی برای حل بحران شکست خورد. دولت بریتانیا از این امر ناراضی نبود و امیدوار بود که این شکست موجب تضعیف موقعیت دولت ایران شود. با این حال، بریتانیا همچنان تمایل داشت که با ایده مذاکرات موافقت کند تا از این طریق مانع از آن شود که دولت ایالات متحده به ایران کمک مالی ارائه دهد، همانطور که در فصل چهارم نشان داده خواهد شد. در این میان، در ایالات متحده دولت جدیدی به قدرت رسید که نسبت به دیدگاه بریتانیا مواضع انعطافپذیرتری داشت.
دولت جمهوریخواه در ژانویه 1953 جایگزین دولت دموکرات شد.
در هر دو سوی اقیانوس اطلس، دولتهای محافظهکار به قدرت رسیده بودند. دولت جمهوریخواه جدید ایالات متحده نگرانی بیشتری نسبت به تصرف قدرت توسط کمونیستها در ایران داشت و دولت ایران را بهعنوان دولتی غیرقابل مذاکره میدید. نفت ایران برای اقتصاد غرب حیاتی بود و دسترسی آسان به ذخایر غنی نفتی ایران از سوی غرب، به دغدغهای اصلی برای ایالات متحده تبدیل شد. این امر منجر به تغییر سیاست ایالات متحده در قبال بحران
شرکت نفت انگلیس و ایران گردید. در 20 ژوئن 1953، دولت ایالات متحده بهطور رسمی به حمایت از بریتانیا
برخاست، همانطور که در فصل چهارم توضیح داده خواهد شد.
در این میان، تحریمهای اقتصادی اعمالشده توسط بریتانیا و بلوکهسازی نفت شروع به تأثیرگذاری بر اقتصاد ایران
کرد. این امر به نارضایتی گستردهای در ایران منجر شد. حزب کمونیست ایران، حزب توده، خواستار جمهوری
دموکراتیک مردمی شد و حمایت خود را از دولت ایران اعلام کرد. در عین حال، اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد که آماده است به ایران کمک مالی ارائه دهد. حمایت حزب توده از دولت ایران و نگرانی از تهدید شوروی، ایالات متحده و بریتانیا را در بحران ایران به یکدیگر نزدیک کرد. دولت ایالات متحده منافع مشترک اساسی با بریتانیا در حفظ جریان نفت از ایران مشاهده میکرد. ایالات متحده دولت ایران را بهعنوان دولتی خطرناک و ناپایدار میدید که در منطقهای استراتژیک با منابع عظیم نفتی قرار دارد. دولت ایالات متحده تصمیم گرفت قاطعانه بهدنبال سرنگونی دولت ایران باشد. در عملیاتی مشترک بین بریتانیا و ایالات متحده در 19 اوت 1953، همانطور که در فصل پنجم نشان داده خواهد شد، دولت ایران سرنگون شد. بریتانیا به هدف خود دست یافت. مطالعهای دقیق از طرح سرنگونی دولت ایران در فصل پنجم ارائه خواهد شد.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

