بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
تغییر رژیم امکانپذیر نیست. با تلاشهای محتاطانه از سوی بریتانیا، میتوان با ایرانیانی همکاری کرد که یقین داشتند برنامه ‘ملیسازی’ مصدق، تنها به یک خودکشی اقتصادی در مقیاس ملی منجر خواهد شد26».
برتهود در بخش پایانی یکی از یادداشتهای خود تصریح کرد:
«آنچه خانم لمبتون پیشنهاد میداد، در واقع یک برنامه روابط عمومی و آموزشی بود؛ همان برنامهای که او تأسف میخورد چرا شرکت نفت انگلیس و ایران خود آن را اجرا نکرده است27».
بر اساس یادداشت برتهود، لمبتون پیشنهاد کرد که رابین زاکنر، استاد زبان فارسی )و بعدها استاد ادیان شرقی در دانشگاه آکسفورد(، گزینهای ایدهآل برای هدایت کارزار پنهانی طرفدار بریتانیا خواهد بود28.
لمبتون، علاوه بر اینکه در میان محققان از جایگاه والایی برخوردار بود و بهعنوان یک مرجع در سیاست ایران
شناخته میشد، همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، نظراتش در وزارت خارجه بریتانیا بسیار مورد توجه قرار میگرفت.
مشابه آن لمبتون، رابین زاکنر نیز بر این باور بود که سفارت بریتانیا در تهران میتواند نقش اساسی در تغییر تدریجی افکار عمومی علیه نخستوزیر ایران، دکتر مصدق، ایفا کند. زاکنر سابقه موفقی در عملیات مخفی و تبلیغات سیاسی در ایران داشت. در سال 1944، زمانی که تهدید جدی از سوی اتحاد جماهیر شوروی برای اشغال استان
آذربایجان ایران وجود داشت، او توانست افکار عمومی ایران را علیه نفوذ شوروی بسیج کند. زاکنر تقریباً همه
شخصیتهای مهم تهران را میشناخت و معتقد بود که سفارت بریتانیا در تهران باید با ایرانیان بانفوذی همسو شود که منافع خود را همراستا با منافع بریتانیا میدیدند. خانواده ثروتمند و بانفوذ رشیدیان، از نظر زاکنر، متحدان ایدهآل برای چنین هدفی بودند. برادران رشیدیان، یعنی سیفالله، قدرتالله و اسدالله، روابط نزدیکی با بریتانیا داشتند؛ آنها بهطور مرتب به بریتانیا سفر میکردند و یک سوئیت خانوادگی دائمی در هتل گراسونور هاوس در لندن در اختیار داشتند. همانطور که در ادامه این فصل نشان داده خواهد شد، برادران رشیدیان نقشی حیاتی برای بریتانیا ایفا کردند. دیدگاه آنها درباره مصدق کاملًا همسو با دیدگاه زاکنر بود29.
چون زاکنر ابتدا به ایران اعزام شده بود و وودهاوس بعداً به تهران رسید، تا زمان ورود وودهاوس در اوت 1951، ائتلاف زاکنر با برادران رشیدیان دوباره برقرار شده بود. در طول جنگ جهانی دوم، برادران رشیدیان و زاکنر با یکدیگر در ایران علیه نازیها همکاری داشتند. در واقع، از زمان جنگ، شبکه آنها دستنخورده باقی مانده بود و آنها در زمینه هدایت و کنترل جمعیت تبحر داشتند. وودهاوس، افسر ارشدMI6، از توانایی زاکنر در جذب برادران رشیدیان تحت
26. PRO , London , FO371 / 98701 , The General Political Correspondence of the Foreign Office , Minute by Berthoud , 13th October 1952 in J.A. BILL and W.R. LOUIS , Musaddiq , Iranian Nationalism and Oil , ( London : LB. Tauris & Co. Ltd. Publishers, 1988), p. 233.
27. FO 371 / 91548 / EP1531 / 674 in W.R. LOUIS , op . cit., p. 660.
28. Ibid.
29. C. ANDREW, The Making of the British Intelligence Community (London: Sceptre Books, 1986). 30.
J.A. BILL and W.R. LOUIS, op. cit., p.250.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

