بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

تاثیر قرار گرفت، اما با گذشت زمان، او زاکنر را بهعنوان یک آماتور خطرناک در زمینه عملیاتهای مخفی جدی
میدانست. زاکنر نه استقامت لازم را داشت و نه عزم بیرحمانهای که برای اجرای کامل طرحهای ضد مصدق نیاز بود. شاید به دلیل روحیه فلسفیاش، او دچار شک و تردید شد و شروع به زیر سؤال بردن عقلانیت مداخله کرد. در نهایت، او کنترل ارتباطات با برادران رشیدیان را به وودهاوس واگذار کرد30.
سی. ام. وودهاوس سپس به لندن سفر کرد تا با مقامات وزارت خارجه مشورت کند. در آن زمان، حزب محافظهکار در قدرت بود و آنتونی ایدن بهعنوان وزیر امور خارجه منصوب شده بود. وودهاوس با ایدن دیدار کرد و از سوی او مجاز شد تا یک عملیات مشترک با سازمان سیا راهاندازی کند. وودهاوس به همراه چند تن از مقامات وزارت خارجه، فوراً به واشنگتن رفت. او متوجه شد که آمریکاییها نیز ایده عملیات مشترک علیه مصدق را رد نکرده و آماده بحث بیشتر در این زمینه هستند. سی. ام. وودهاوس به برنامهریزی خود ادامه داد تا اینکه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا به پایان رسید31. به گفته سر پیرسون دیکسون، سیاست بریتانیا این بود که «تا زمانی که نتوانیم نظر دولت ژنرال آیزنهاوئر را در مورد مسئله نفت ایران ارزیابی کنیم، باید صبر کنیم».
با پیروزی دوییت دی. آیزنهاوور در انتخابات ریاستجمهوری نوامبر 1952، وودهاوس فرایند برنامهریزی مخفیانه خود
را به پایان رسانده بود. پیروزی آیزنهاوور، چشمانداز رهبری فعالتری نسبت به دوران ترومن را برای سیا فراهم کرد.
همانطور که پیشتر در این فصل توضیح داده شد، تا سال 1953، مصدق در حال از دست دادن حمایت متحدان خود بود و در عین حال از سوی حزب توده )حزب کمونیست ایران( پشتیبانی میشد. موضع سرسختانهای که مصدق اتخاذ کرده بود، نگرانی ایالات متحده از نفوذ کمونیسم در ایران، حمایت حزب توده از مصدق در سال 1953 و تهدید شوروی، موجب شد آمریکا سیاست خود را از دیپلماسی به مداخله تغییر دهد. دولت ایالات متحده مصدق را عاملی
بیثباتکننده میدید و به این نتیجه رسید که سرنگونی او راهحلی برای بحران ایران خواهد بود. دولت جدید
جمهوریخواه دوایت آیزنهاور نگران تسلط کمونیسم بر ایران و دسترسی غرب به منابع غنی نفت ایران بود. آیزنهاور سرانجام به این دیدگاه رسید که راهحل بحران، مداخله و سرنگونی دولت مصدق است. این تصمیم تحت تأثیر پایان جنگ کره نیز قرار گرفت، چراکه با کاهش درگیریهای آن جنگ، نیروی انسانی بیشتری در اختیار غرب قرار میگرفت. از سوی دیگر، در هر دو سوی آتلانتیک، محافظهکاران در قدرت بودند. همچنین، همانطور که در فصل چهارم این رساله اشاره شد، دولتهای بریتانیا و آمریکا، ملیگرایی را در منطقهای که از نظر استراتژیک حیاتی و دارای منافع مشترک برای هر دو کشور بود، خطری جدی میدانستند. در همین راستا، وودهاوس به همتایان خود در سازمان سیا هشدار داد که اگر اقدامی علیه دکتر مصدق انجام نشود، احتمال وقوع یک کودتای کمونیستی از سوی حزب توده در ایران وجود دارد.

30. J.A. BELL and W.R. LOUIS, op. cit., p.250.
31. Ibid, p.251

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!