بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

ضعف اقتصادی بریتانیا، که مانع از همگامی آن با پیشرفتهای نظامی، بهویژه فناوری تسلیحات هستهای میشد، و همچنین نگرانی از تهدید کمونیسم علیه منافعش در خلیج فارس، دولت بریتانیا را متقاعد کرد که به دلایل اقتصادی و دفاعی با ایالات متحده متحد شود. از دیدگاه دولت بریتانیا، با توجه به محدودیتهای عملیاتی ناشی از تضعیف موقعیت بریتانیا، تقسیم کار برای حفظ منافع بریتانیا در خلیج فارس ضروری به نظر میرسید.
منافع بریتانیا در خلیج فارس، همراه با سهم 40 درصدی آن در کنسرسیوم بینالمللی نفت ایران، همانطور که در فصل پنجم نشان داده شد، شامل موارد زیر بود:
(1) پنجاه درصد از مصرف نفت بریتانیا از کویت تأمین میشد.
(2) ایجاد سدی در برابر گسترش کمونیسم2.
از آنجا که ایالات متحده تنها کشوری بود که توانایی مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و فشار کمونیستی را داشت، برای دولت بریتانیا روشن بود که ایالات متحده باید نقش رهبری را بر عهده بگیرد.
با این حال، ارزیابیهای واشنگتن درباره تهدید اتحاد جماهیر شوروی علیه خلیج فارس تفاوت چندانی با دیدگاههای لندن نداشت. در واقع، ایالات متحده به طور فزایندهای درک بیشتری نسبت به تهدید شوروی و گسترش کمونیسم در
خلیج فارس نشان میداد. از دیدگاه آمریکا، “نزدیکی صنایع مهم شوروی، اهمیت حفظ منطقه شرق مدیترانه –
خاورمیانه را آشکار میسازد3”.
نقش خلیج فارس در تفکر استراتژیک ایالات متحده برای حفاظت از منابع نفتی و همچنین خطوط ارتباطی دفاعی به تدریج پررنگتر شد. مهار اتحاد جماهیر شوروی و جلوگیری از دسترسی آن به منطقه نفتخیز خلیج فارس، همراه با تضمین دسترسی پایدار و بدون اختلال به منابع نفتی، به هدف مشترک ایالات متحده و بریتانیا تبدیل شد.
موضع ایالات متحده نسبت به ایران این بود:
“حفظ استقلال ایران برای ایالات متحده اهمیت حیاتی دارد. به دلیل موقعیت استراتژیک کلیدی و منابع نفتی آن، از دست دادن ایران موجب خواهد شد”:
(1) تهدیدی جدی برای امنیت کل خاورمیانه، پاکستان و هند ایجاد شود.
(2) اعتبار ایالات متحده در کشورهای همسایه آسیب ببیند و، بهجز ترکیه و احتمالًا پاکستان، اراده سایر کشورها برای مقاومت در برابر فشارهای کمونیستی بهشدت تضعیف، یا حتی از بین برود.
(3) تأثیرات روانی جدی در سایر نقاط جهان آزاد به دنبال داشته باشد4.

2. B. BURROWS, Footnotes in the Sand: The Gulf in Transition, 1953- 1958, (London: Michael Russell, 1990), p. 135.
3. D. YERGIN, Shattered Peace: The Origins of the Cold War and the National Security State, (London: Penguin Books, 1990), p. 269.
4. Y. ALEXANDER and A. NANES (Eds.), The United States and Iran: A Documentary History, (Maryland: University Publications of America, 1980), pp. 265-266.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!