بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟

حفاظت از منافع بریتانیا
در 24 فوریه 1955، ترکیه و عراق در بغداد یک پیمان دفاعی متقابل امضاء کردند. ترکیه از سال 1952 عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی )ناتو( بود و به این ترتیب به بلوک غرب پیوسته بود.
برای تقویت دفاع از خلیج فارس و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی به سمت این منطقه، بریتانیا در 4 آوریل 1953 به این پیمان پیوست. سپس در سال 1955، پاکستان و ایران نیز به آن ملحق شدند.
پیمان بغداد که به نام همین توافق شناخته میشود، با مشارکت بریتانیا، ایران، عراق، پاکستان و ترکیه، یک خط دفاعی استراتژیک در برابر نفوذ شوروی به خلیج فارس و منطقه خاورمیانه ایجاد کرد.
ایالات متحده از این پیمان بهعنوان ابزاری برای مقابله با تهدیدات شوروی در منطقه حمایت کرد و با توجه به
اهمیت ویژهای که برای بازار نفت و منابع خلیج فارس قائل بود، پیشگام این همکاری شد. بحران ایران به نوعی
پیشدرآمدی برای بحران سوئز به شمار میرفت، زیرا اولًا نشان داد که اقدام نظامی در این منطقه بسیار پرخطر است، دوم اینکه نقش آمریکا در این مسائل اهمیت ویژهای دارد و سوم اینکه بریتانیا در موقعیتی دشوار قرار گرفت که باید منافع حیاتی خود را در حالی که توان و اختیارات محدودی داشت، حفظ میکرد.
ایران نشان داد که در نهایت، دیپلماسی به جای استفاده از زور تنها گزینه ممکن بود. اما دیپلماسی ابزاری است برای تلاش در کنترل محیطی که احتمالًا عمدتاً از کنترل خارج است. بهترین گزینه بریتانیا – یعنی تغییر دولت – تنها از طریق واسطهگری و در نهایت مداخله آمریکا قابل دستیابی بود. بنابراین، دیپلماسی به تنهایی کافی نبود، هرچند تحریمهای اقتصادی در تضعیف موقعیت مصدق تأثیرگذار بودند.
بدین ترتیب، بحران ایران یک نمونه مهم از تغییرات سبک دیپلماسی بریتانیا در زمانی است که این کشور منافع خود را در دنیایی دنبال میکرد که پس از دستیابی بریتانیا به موقعیت غالب در خاورمیانه میان سالهای 1918 تا 1939، دگرگونیهای زیادی را تجربه کرده بود.
بریتانیا با اینکه به دنبال تقویت منافع خود در خاورمیانه بود، تمایلی به عضویت در پیمان بغداد نداشت. این امر به دلیل انتقادات کشورهای عربی رادیکال از بریتانیا به خاطر تقویت دفاع غرب )و تلاش برای ایزوله کردن رهبر ملیگرای رادیکال مصر، جمال عبدالناصر( بود11. عضویت آمریکا در پیمان بغداد به این ترتیب میتوانست کشورهای عربی مستقل رادیکال را آزرده کند، همانطور که اسرائیل را نیز به دلایل متفاوت ناراضی میساخت12.
به گفته سرولین لوید، وزیر امور خارجه بریتانیا: «هدف اصلی ما در خلیج فارس، تضمین دسترسی منصفانه به نفت و فراهم آوردن شرایط باثبات برای تولید آن است13».

11. A.P. DOBSON, The Politics of the Anglo – American Economic Special Relationship 1940-1987, (Brighton: Wheatsheaf Books, 1988), p. 144.
12. .Ibid.
13. PRO , London , CAB 129/81 CP ( 56 ) 122 , Memorandum by the Foreign Secretary , Selwyn – Lloyd , on Protecting British Interests in the Persian Gulf , Secret , 14th May 1956 .

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!