بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
با این حال، ایالات متحده به تدریج نفوذ خود را در خلیج فارس مستحکم کرد، زیرا توسعه روابط نزدیک با ایران به سیاست ایالات متحده در این منطقه تبدیل شده بود، همانطور که پیشتر در این فصل به آن اشاره شد. در گزارش سفیر بریتانیا در تهران، سر راجر استیونز به سلویِن لوید آمده است: «اخیراً نشانههای زیادی دیده میشود که نیروی دریایی ایالات متحده در حال ایجاد موقعیت غالب برای خود در خلیج فارس است14».
در عین حال، سفیر بریتانیا در تهران در گزارش خود به وزیر امور خارجه بریتانیا، در مورد پیگیری سیاست همکاری با ایالات متحده به دلایل اقتصادی و دفاعی و موقعیت نظامی بریتانیا در خلیج فارس گفت: «مطمئناً بهتر است راهحلی سازنده برای این بنبست پیدا کنیم، حتی با از دست دادن اندکی از اعتبار، به جای اینکه منتظر بمانیم تا رویدادها ما را فرا گیرند و به طور اجتنابناپذیری به موضعی دفاعی پرخطر رانده شویم15».
سر راجر استیونز در گزارش خود به وزیر امور خارجه بریتانیا ادامه داد: «با حذف امپراتوری هند، دلیل سنتی حضور ما در خلیج فارس از بین رفته است… و موقعیتهای ما در اینجا تبدیل به ایستگاههایی در مسیری میشوند که به هیچجا نمیرسد16».
با این حال، در چشم بریتانیا، منافع قابل توجهی در شرق سوئز هنوز وجود داشت. بنابراین، پایان دادن به امپراتوری هند به این معنی نبود که بریتانیا از این منطقه کنار کشیده است. منافع بریتانیا همچنان شامل پایگاه نظامیاش در مصر، دیدگاهش )برخلاف ایالات متحده( نسبت به پیمان بغداد، و روابطش با کشورهای خلیج فارس بود. با وجود «از دست دادن» هند، نقش بریتانیا در شرق سوئز، به ویژه در مالایا/سنگاپور/هنگ کنگ، همچنان بسیار مهم بود و مسیر کوتاه به این کشورها )و به استرالیا/نیوزیلند( نیز همچنان اهمیت زیادی داشت.
بسیار زود بود که موضع بریتانیا در خاورمیانه به عنوان یک موقعیت غیرقابل دوام یا غیرضروری رد شود. در وهله اول، بریتانیا قطعاً خود را به عنوان یک قدرت در حال افول نمیدید. یادداشتهای پاتریک گوردون-واکر نشان میدهد که نگرانیهای مداومی در مورد امپراتوری به عنوان یک نیروی سیاسی در جهان و یک عامل در روابط بینالمللی وجود داشت، حتی با اینکه گوردون-واکر خود عضو حزب کارگر بود. “بریتانیا در خاورمیانه مقداری خوششانس بود، زیرا بین سالهای 1918 و 1945 روسها از صحنه ناپدید شدند17. اما دیر یا زود این وضعیت به پایان میرسید و بریتانیا باید سختتر تلاش میکرد تا نفوذ خود را حفظ کند”. علاوه بر این، ایران مستعمره بریتانیا نبود، هرچند تحت نفوذ بریتانیا قرار داشت و این کشور نماد معمولی حضور بریتانیا در خاورمیانه نبود. بریتانیا میتوانست به نوعی این وضعیت را یک اپیزود استثنائی بداند.
14. PRO , London , FO371 / 120571 , The General Political Correspondence of the Foreign Office , Sir Roger Stevens , British Ambassador to Teheran , to the British Foreign Secretary , Selwyn – Lloyd , Secret , 8th December 1956 .
15. Ibid.
16. Ibid.
17. R. PEARCE, (ed.), Patrick Gordon – Walker’s Political Diaries, 1932- 1971, (London: Publisher, The Historian Press.1991), Chapter 6.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

