بحران نفتی دیپلماتیک بریتانیا: رقابتهای ژئوپلوتیکی معاصر آنگلو-ساکسون در خلیج فارس: آیا از آن عبرتی گرفته شده است یا تنها حاصل خیالپردازی بزرگمنشانه سرآنتونی ایدن بوده است؟
در سال 1956 دولت مصر کانال سوئز را ملی کرد. کانال سوئز مسیر اصلی بین بریتانیا و امپراتوریاش، به ویژه هند بود. پس از استقلال هند، این کانال تبدیل به مسیر اصلی حمل دو سوم نفت تولیدی در خلیج فارس شد و بنابراین از نظر استراتژیک برای بریتانیا، اروپا و ایالات متحده اهمیت داشت. بریتانیا از دهه 1880 مصر را تحت سلطه خود داشت و منطقه کانال در دهه 1950 همچنان برای حضور نظامیاش در مدیترانه شرقی اهمیت داشت.
پس از ملیسازی شرکت نفت ایران و انگلیس، ایالات متحده سهم قابل توجهی در کنسرسیوم نفتی 1954 به دست آورد، همانطور که در فصل پنجم گفته شد. در جریان بحران سوئز، نخستوزیر بریتانیا، آنتونی ایدن، نمیخواست که ایالات متحده در مناقشه با مصر دخالت کند، زیرا نگران بود که این امر منجر به افزایش نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه شود، همانطور که پس از بحران ملیسازی شرکت نفت ایران و انگلیس چنین اتفاقی رخ داد. در سال 1955، ایدن به کابینه گفته بود: منافع ما در خاورمیانه بیشتر از منافع ایالات متحده است به دلیل وابستگی ما به نفت خاورمیانه و تجربه بیشتر ما در این منطقه. بنابراین نباید اجازه دهیم که خود را بیش از حد محدود کنیم از آنجا که نمیتوانیم بدون همنظر و حمایت کامل ایالات متحده عمل کنیم. ما باید سیاست خود را بر اساس منافع خود در این منطقه تأمین مالی کنیم و تا حدی که بتوانیم ایالات متحده را برای حمایت از آن قانع کنیم، از آنها حمایت بگیریم23.
با اینکه مهار اتحاد جماهیر شوروی و حفاظت از ذخایر نفتی خلیج فارس در برابر نفوذ آن، از منافع اساسی ایالات متحده محسوب میشد، اما از نظر سرِ آنتونی ایدن، همکاری آمریکا در جریان بحران شرکت نفت ایران و انگلیس، به معنای آن بود که بریتانیا باید سهمی از نفت ایران یا کنسرسیوم جدید نفتی 1954 را به ایالات متحده واگذار کند. به گفته ایدن: “عملًا طرف بریتانیایی مجبور شد برای جلب موافقت آمریکا در جهت نجات شرکت بریتیش پترولیوم )که در آن زمان شرکت نفت ایران و انگلیس بود( در مقابله با دولت مصدق، امتیازاتی به آنها بدهد24”. به گفته او، وزارت خارجه آمریکا تا زمانی که ایدن “مشارکت آمریکا در یک کنسرسیوم نفتی جدید را پیشنهاد نکرد، حاضر نشد تاکتیک بیطرفی میان مصدق و لندن را کنار بگذارد25”.
ایدن بر این باور بود که همکاری ایالات متحده در جریان بحران شرکت نفت ایران و انگلیس، بریتانیا را مجبور کرد تا برای جلب حمایت آمریکا، سهمی از کنسرسیوم نفتی جدید را به این کشور واگذار کند. او نمیخواست که بحران سوئز نیز به دخالت دیگری از سوی آمریکا منجر شود، چراکه این امر میتوانست به افزایش نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه، همانند پیامدهای بحران شرکت نفت ایران و انگلیس، بینجامد. همانطور که پیشتر اشاره شد، ایدن در
جریان بحران سوئز معتقد بود که منافع بریتانیا در خاورمیانه فراتر از منافع ایالات متحده است و نباید به دلیل
تردیدهای آمریکا از اقدام بازماند، بلکه در صورت لزوم، باید بدون رضایت این کشور عمل کند.
21. Ibid.
22. P. CALVOCORESSI, World politics since 1945, (London: Longman, 1980), p. 193.
23. PRO , London , CAB 128/29 CM 34 ( 55 ) 8 , 4th October 1955 .
24. A. EDEN, Full Circle, (London: Cassell, 1960). P. 198. 25.Ibid, p.202.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124

