حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

طرح کلمبو، که در اصل به‌عنوان «قانون توسعه مستعمرات ۱۹۴۰» توسط محافظه‌کاران تدوین شده بود، چنین القا می‌کرد که «بریتانیا به‌منظور خیر و صلاح مردم آفریقا و آسیا در آن سرزمین‌ها حضور دارد، و هدفش آن است که این کشورها را تا سطحی توسعه دهد که بتوانند روی پای خود بایستند.»23 همچنین، سیاست کمک‌رسانی به مستعمرات سابق، پذیرش اشتباهات سیاست امپریالیستی گذشته را در ظاهر پنهان می‌ساخت. بنابراین می‌توان گفت که سیاست توسعه مستعمرات، هم در میان امپریالیست‌ها و هم در میان ضد امپریالیست‌ها، بدون مناقشه بود؛ چراکه ضمن تداوم کمک به کشورهای در حال توسعه، منافع اقتصادی بریتانیا را نیز حفظ می‌کرد.24
چنان‌که در فصل پیشین نیز اشاره شد، این اولیور استنلی، وزیر مستعمرات محافظه‌کار در دوران جنگ، بود که بحران اقتصادی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم را پیش‌بینی کرد و از این‌رو، ایده سیاست توسعه را مطرح نمود. بنابراین ضروری‌ست که نقش او با جزئیات بیشتری بررسی شود.
اولیور استنلی از نزدیکان چرچیل بود و از او به‌عنوان وزیر خزانه‌داری آینده نیز یاد می‌شد. وی علاوه بر سمت وزارت مستعمرات، مناصب وزارتی دیگری نیز بر عهده داشت. با توجه به کارنامه‌اش به‌عنوان وزیر مستعمرات از ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵، اختلاف‌نظر درباره او بسیار اندک بود. او نه تنها در حزب خود مورد احترام و علاقه بود، بلکه نزد رقبای سیاسی و همچنین افراد مرتبط در مستعمرات نیز وجهه‌ای مثبت داشت.
استنلی کاملاً با دیدگاه نوین توسعه و رفاه که از دهه ۱۹۳۰ رواج یافته بود، همدل بود. وی به‌طور خاص، نیروی محرکه اقدامات مقدماتی در زمینه توسعه محسوب می‌شد و تدوین «قانون توسعه و مستعمرات سال ۱۹۴۰» از دستاوردهای او بود. در زمینه قانون‌گذاری نیز او سوابق مهمی برجای گذاشت: خودمختاری داخلی برای سیلان (سری‌لانکای امروز) و مالت، حق رأی همگانی در جامائیکا، و اکثریت غیردولتی آفریقایی در مجلس قانون‌گذاری ساحل طلا (غنای امروزی) – همگی در دوره وزارت او به اجرا درآمدند یا وعده داده شدند.
نمونه جامائیکا از اهمیت خاصی برخوردار بود، چرا که این نخستین پیشرفت عمده قانون اساسی در خارج از سرزمین‌های آسیایی بود که به‌دنبال جنبش‌های ملی‌گرایانه محلی (در این مورد به رهبری بُستامانته) حاصل شد؛ همچنین، فراهم‌سازی زمینه برای اولین اکثریت آفریقایی در یک شورای قانون‌گذاری آفریقایی، بی‌شک یک دستاورد بزرگ محسوب می‌شد—تغییری در قانون اساسی که از اساس با پیشینیان خود متفاوت بود. به‌عنوان سخنگوی اصلی اپوزیسیون، استنلی از خط‌مشی کلی حزب کارگر حمایت می‌کرد. این حمایت صرفاً از سر اصول نبود؛ در واقع، او از دیدن این‌که حزب کارگر در حال پیگیری سیاست‌هایی بود که آن‌ها را ادامه و توسعهٔ سیاست‌های خود می‌دانست، خرسند بود.
استنلی همواره احترام و اعتماد همکاران سنت‌گرای خود را حفظ کرده بود. مانند هارولد مک‌میلان، دوست نزدیکش، او هم برای حزب کارگر و هم محافظه‌کاران سنتی—از جمله وینستون چرچیل، دیگر دوست نزدیکش—جذابیت داشت. سخنرانی‌های استنلی در کنفرانس‌های حزبی پس از جنگ جهانی دوم، دلبستگی عمیق و صادقانهٔ او به امپراتوری بریتانیا را به‌وضوح نشان می‌دادند؛ سخنرانی‌هایی که همچنین بیانگر گرایش‌های لیبرال او بودند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!