حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
تا زمان کنارهگیری مکمیلان از قدرت در سال ۱۹۶۳، آشکار شده بود که آرزوهای محافظهکاران سنتی برای دستیابی به وحدت اقتصادی، اکنون در قالب «مشترکالمنافع مدرن» (Modern Commonwealth) ادامه یافته است. بنابراین، اصل «ترجیحات امپراتوری» (Imperial Preference) که در کنفرانس اتاوا در سال ۱۹۳۲ بنیان نهاده شده بود، از سوی نخبگان سیاسی هر دو حزب کارگر و محافظهکار، در بازه زمانی ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۳، حفظ شد. این اصل بر توافقهای تجاری دوجانبهای استوار بود که به کشورهای امپراتوری بریتانیا اجازه میدادند با اعطای تعرفههای ترجیحی، تجارت درونامپراتوری را افزایش داده و رقبای خارجی را کنار بزنند.
در سال ۱۹۶۱، لرد هوم، وزیر امور خارجه وقت، هدف سیاسی همسود مدرن را اینگونه توصیف کرد:
«در روند امپراتوریسازیمان، بهطور نزدیک با مشکلات نژاد و رنگ مواجه شدیم، که در صورت بیتوجهی، قطعاً به درگیری منجر میشد. مسیری که با چشمانی باز نسبت به خطرات آن انتخاب کردیم، این بود که مستعمرات آسیایی و آفریقایی را به استقلال برسانیم و سپس بهعنوان شرکای برابر وارد همسود کنیم… این اتحادیه در حال رشد است و کاستیهایی دارد، اما ممکن است با همین اقدام ایمانی، شکست نهایی کمونیسم را تضمین کرده باشیم.»28
همانطور که در فصل قبل اشاره شد، هند پیچیدهترین چالش را در برابر برنامه استعمارزدایی حزب کارگر ایجاد کرده بود. در حالی که کشورهای آسیایی دیگر در دوره ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۱ مسیر سادهتری را بهسوی استقلال پیمودند، حال در این فصل، پیش از پرداختن به موضوع دفاع، به بررسی موردی کنیا و اوگاندا در دوره ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۳ پرداخته خواهد شد.
کنیا از نظر سیاسی و انسانی، بزرگترین دردسر برای مقامات استعماری بریتانیا بود. در کنار ۶۰٬۰۰۰ مهاجر اروپایی و حدود ۲۰۰٬۰۰۰ مهاجر هندی و عرب، بیش از ۶ میلیون نفر از قبایل بومی در این کشور زندگی میکردند. مهاجران سفیدپوست، که حدود یکچهارم از زمینهای قابل کشت را در منطقه «هایلند» کشت میکردند، مدعی بودند که رفاه کشور را خودشان ساختهاند. این در حالی بود که قبایل آفریقایی بومی معتقد بودند زمینهای هایلند فقط بهصورت موقتی خالی مانده بود. تضاد منافع، همراه با نفوذ تعالیم مبلغان مذهبی و جذب کارگران آفریقایی به کارخانههای نایروبی، زمینهساز تنش شد.
بازگشت جومو کنیاتا در سال ۱۹۴۶ از لندن و مسکو، رهبری اپوزیسیون علیه مهاجران سفیدپوست را تقویت کرد. او به رهبری قبیله کیکویو و سپس به رهبری کل جنبش ملیگرایانه بدل شد. اتحادیه آفریقایی کنیا، به ریاست کنیاتا، خواهان فرصتهای آموزشی، اداری و نمایندگی سیاسی برای آفریقاییها بود. با این حال، در سال ۱۹۵۲ جنبش «مائو مائو» شکل گرفت که هدفش اخراج مهاجران سفیدپوست از هایلند بود. درگیریهای خونینی رخ داد که منجر به کشته شدن نزدیک به ۱۸۷۵ نفر (بیش از ۹۵٪ آنها آفریقایی) و بالغ بر ۱۸۱۱ نفر از اعضای مائو مائو شد. بریتانیا برای کنترل اوضاع، نیروهای بیشتری به کنیا فرستاد و بیش از ۳۰ میلیون پوند برای اقدامات اضطراری هزینه کرد.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

