حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

در خصوص جامعه اقتصادی اروپا (E.E.C.)، درخواست رسمی بریتانیا برای عضویت توسط مک‌میلان در اوت ۱۹۶۱ ارائه شد. تا دسامبر ۱۹۶۲، مذاکرات برای عضویت بریتانیا در E.E.C. پیشرفت‌هایی داشت. با این حال، در اواسط دسامبر و در جریان نشستی در رامبوییه، درست پیش از کنفرانس ناسائو میان مک‌میلان و کندی، رئیس‌جمهور فرانسه، شارل دوگل، موضع خود را به‌روشنی بیان کرد. او به مک‌میلان گفت که بریتانیا را یک کشور اروپایی نمی‌داند و قصد دارد با استفاده از حق وتوی خود، مانع عضویت بریتانیا در جامعه شود.
مک‌میلان نگران بود که این عقب‌گرد، موجب تقویت مخالفت‌ها در واشنگتن نسبت به تحویل موشک‌های پولاریس به بریتانیا و ادامه رابطه ویژه هسته‌ای شود و ممکن است کندی را مجبور کند که از فروش پولاریس و از اصل همکاری هسته‌ای عقب‌نشینی کند. بنابراین، او در کنفرانس ناسائو این خبر را فاش نکرد.
با این‌حال، در پس‌زمینه تداوم مشکلات اقتصادی پس از جنگ و روابط سرد میان بریتانیا و ایالات متحده پس از بحران کانال سوئز، مک‌میلان توانست روابط دوستانه‌ای را که در دوران چرچیل و ترومن وجود داشت بازسازی کند و همان “رابطه ویژه”ای را که چرچیل آرزوی آن را برای بریتانیا داشت، برقرار سازد. در نتیجه، مک‌میلان حتی موفق شد بازدارندگی هسته‌ای مستقلی برای بریتانیا حفظ کند، تا کشور همچنان عضو “باشگاه هسته‌ای” باقی بماند. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، سیاست مک‌میلان تا به امروز در روابط میان بریتانیا و ایالات متحده جریان دارد.
بدین ترتیب، مک‌میلان هم دفاع بریتانیا را تضمین کرد و هم توانست امپراتوری قدیمی را به یک جامعه مشترک‌المنافع جدید تبدیل کند، و از سقوط مستعمرات سابق به دامن نفوذ کمونیسم جلوگیری نماید. چنان‌که گفته شد، مک‌میلان نیز مانند چرچیل و ایدن معتقد بود که بریتانیا صرفاً یک کشور اروپایی نیست و باید پیوند ویژه خود را با کشورهای مشترک‌المنافع، منطقه استرلینگ (پول بریتانیا) و ایالات متحده حفظ کند.
با این حال، تفاوت مک‌میلان با چرچیل و ایدن در این بود که او دچار حس نوستالژی چرچیلی یا بزرگ‌نمایی ایدن درباره نقش بریتانیا، به‌ویژه در شرایط اقتصاد تضعیف‌شده و ظهور ابرقدرت‌های ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، نبود. مک‌میلان واقع‌گرا بود و راه میانه را برگزید. علاوه‌بر این، بحران سوئز درسی بود که مک‌میلان از آن آموخت؛ به‌عبارت دیگر، رابطه فراآتلانتیکی باید بر پایه مشورت و اعتماد باشد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!