حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
جامعهای وجود داشته باشد که در آن اکثریت تحت سلطه اقلیت نباشند، دشوار است. این یک واقعیت طبیعی است، زیرا سلطه یک اقلیت سازمانیافته که تحت یک انگیزه واحد عمل میکند، بر اکثریت غیر سازمانیافته اجتنابناپذیر است.
با این حال، لازم است که اشاره کنیم در جامعه مدرن یک فرد نمیتواند گروهی را رهبری کند، مگر آنکه در درون گروه یک اقلیت برای حمایت از او وجود داشته باشد. قدرت هر اقلیتی در برابر هر فردی از اکثریت که تنها در مقابل کل اقلیت سازمانیافته قرار دارد، غیرقابل مقاومت است. در عین حال، اقلیت به همین دلیل سازماندهی شده است که اقلیت است. صد نفر که به صورت هماهنگ و با درک مشترک عمل میکنند، بر هزار نفر که همنظر نیستند و بنابراین میتوان با آنها به صورت فردی برخورد کرد، غلبه خواهند کرد.
با این حال، لازم به ذکر است که به دلیل افزایش تعداد شرکتهای بزرگ، تأسیس اتحادیههای کارگری و توسعه احزاب سیاسی در جوامع مدرن، قدرت تا حدی میتواند به مؤسسات مختلف نسبت داده شود؛ یعنی در مورد نخبگان سیاسی و غیرسیاسی، “نخبگان قدرت تنها حاکمان تنها نیستند. مشاوران و مشاوران، سخنگویان و شاکلان افکار، فرماندهان اندیشه و تصمیمگیریهای عالی خود هستند. درست زیر آنها، سیاستمداران حرفهای در سطوح میانه قدرت در کنگره (در مورد ایالات متحده و تا حدی در پارلمان بریتانیا)، و در گروههای فشار، همچنین در میان طبقات بالای جدید و قدیمی در مناطق شهری و حومه قرار دارند.”9
علاوه بر مطالعات میلز درباره نخبگان مدرن، موسکا و پارتو نیز اذعان کردهاند که قدرت سیاسی میتواند از سوی افرادی خارج از نخبه حاکم تأثیر بپذیرد، مانند نخبگان نظامی، مذهبی و تجاری. پارتو حتی فراتر از این گفته است که “لایه بالای جامعه، نخبه، به طور رسمی شامل گروههایی از افراد است که همیشه به وضوح تعریف نشدهاند و آنها را آریستوکراسیها مینامند، و ‘نخبگان حاکم’ یا ‘نخبگان سیاسی’ خود از گروههای اجتماعی متمایز تشکیل شده است.”10
بنابراین، ه. د. لاسول در مطالعات خود درباره نخبگان سیاسی، تعریفی بهروز از این مفهوم ارائه داد. او گفت که “نخبگان سیاسی شامل دارندگان قدرت در یک جسم سیاسی هستند. دارندگان قدرت شامل رهبری و ساختارهای اجتماعیای میشوند که رهبران معمولاً از آنها برمیخیزند و به آنها در طول یک دوره خاص پاسخگو هستند.”11
نخبگان قدرت از افرادی تشکیل میشوند که در موقعیتی هستند که میتوانند تصمیماتی با پیامدهای عمده اتخاذ کنند و فرماندهی سلسلهمراتب و سازمانهای اصلی جامعه مدرن را در دست دارند. بنابراین، نخبگان بر اساس قدرت بالقوه خود، نه استفاده واقعی از قدرت، توصیف میشوند. “قدرتی که به موقعیتهای نخبگانی تعلق دارد، ممکن است در واقع توسط صاحبان آنها استفاده نشود. آنها ممکن است به جای آن، بگذارند وقایع طبق روند خود پیش بروند، اجازه دهند مسائل ‘رها’ شوند و تاریخ ‘پشت سر مردم’ ساخته شود.” در مرکز تحلیل میلز – و رادیکالیسم سیاسی او – این باور نهفته است که در درون نهادهای مسلط جامعه مدرن ایالات متحده، روشهای اعمال قدرت بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ در دستان معدودی متمرکز شده است.12
توانایی نخبگان در ساخت تاریخ به اندازهای است که میتواند وضعیت موجود را معکوس کند، روابط اجتماعی موجود را زیر سوال ببرد و ساختاری جدید ایجاد کند. خود مرکز نخبگان
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

