حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
بیایند و مسیرهای مشابهی را از طریق آموزش طی کرده باشند. علاوه بر این، زمینههای مشترک آنها در ارزشهای مشترک منعکس میشود – ایدههایی از آنچه که مهم است – و آنها جهان را به شیوه مشابهی میبینند و به دنبال راهحلهای مشابهی برای مسائل هستند.
در این موقعیت، دموکراسی را میتوان به یک رویداد ورزشی تشبیه کرد که در آن همه احزاب در رقابت برای پیروزی هستند. برای به دست آوردن قدرت، آنها باید رأیدهندگان را متقاعد کنند که از آنها به جای رقبای دیگر حمایت کنند. برای این کار، معمولاً سعی میکنند نشان دهند که آنها در راستای منافع ملی و برای نفع گروههای مختلف جامعه کار میکنند.
به گفته این دیدگاه، رأیدهندگان به عنوان داور در این رقابت عمل میکنند. گروهی که بیشترین جذابیت را پیدا کند، پیروزی را به دست میآورد. با این حال، این مشاهده ساده برای سیاستمداران به یک کار خطرناک تبدیل میشود: آنها باید به رأیدهندگان شواهد مثبت کافی نشان دهند که حزبشان بهترین دولت خواهد بود، اما در عین حال باید به اندازه کافی بیطرف بمانند تا کمترین تعداد رأیدهندگان را ناراحت کنند و در عین حال آزادی عمل خود را در صورت به دست آوردن قدرت سیاسی حفظ کنند.
به گفته شوامپیتر، “دموکراسی یک ترتیب نهادی برای رسیدن به تصمیمات سیاسی است که در آن افراد از طریق یک رقابت برای کسب رأی مردم، قدرت تصمیمگیری را به دست میآورند.” نکته اصلی “قدرت تصمیمگیری” است و بنابراین دموکراسی مؤثرترین روش سازماندهی حکومت نخبگان سیاسی در جامعههای مدرن و توسعهیافته است.
چون این کار درباره تصمیمگیری سیاسی و تطبیق تاریخی در بریتانیا (در ارتباط با «پایان امپراتوری») است، میتوان از این بحث درباره نظریه نخبگان و ارتباط آن با سیستم دموکراتیک و هر سیستم دیگری نتیجهگیری کرد که فرقی نمیکند که فرد برای حزب محافظهکار رأی دهد یا حزب کارگر، زیرا در هر دو حالت در مورد حکمرانی توسط یک نخبه سیاسی تغییری ایجاد نمیشود.
نخبگان سیاسی بریتانیا: زمینه و پیش زمینههای اجتماعی و تاریخی
با توجه به اینکه ساختار طبقاتی و اجتماعی تأثیر مستقیمی بر حیات سیاسی دارد، شایسته است که بحث را با ارائهی چارچوبی از ساختار اجتماعی بریتانیا و تاریخ معاصر آن آغاز کنیم. در ابتدا، لازم است که ماهیت دولت و ملت را تعریف کنیم.
در حوزهی سیاسی، قانون اساسی بریتانیا بهصورت مکتوب تنظیم نشده و احتمالاً غیرقابل تدوین است. این قانون شامل عناصر متعددی است که عمدتاً نتیجهی سنتها و عرفهای دیرینهاند، نه الزامات قانونی یا اجرایی، و بهطور کامل در تمامی جوانب قابل اصلاح است؛ بهگونهای که هیچ معادل مشخصی برای «بندهای تثبیتشده» در سایر نظامهای حقوقی در آن یافت نمیشود.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

