حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

آنچه مدارس عمومی و دانشگاه‌های باستانی برای فرزندان نخبگان انجام می‌دهند، مجلس اعیان برای بسیاری از افراد موفق در سنین بالاتر انجام می‌دهد.
«مجلس اعیان صرفاً یک نماد نیست، بلکه گواهی عینی بر تداوم سلسله‌مراتب اجتماعی در بریتانیا است؛ حتی تا حدی می‌توان آن را به‌عنوان محل ملاقات افرادی از شاخه‌های مختلف جهان مدیریتی و حرفه‌ای تلقی کرد. عنوان اشرافی اهمیت دارد، اما عضویت در این نهاد نیز حائز اهمیت است. مجلس اعیان بستری را نه‌تنها برای فرماندهان نظامی، صاحبان کسب‌وکار، وکلای برجسته، مدیران و سیاستمدارانی که به مقام اشرافی رسیده‌اند فراهم می‌کند، بلکه برای دیگر اعضا نیز سودمند است، زیرا به آن‌ها اجازه می‌دهد در صورت تهدید شدن منافعشان یا مورد حمله قرار گرفتن دیدگاه‌هایشان، از مواضع خود دفاع کنند.»28
سیاست‌ها از طریق گردهمایی‌های رسمی و غیررسمی همچون کنفرانس‌ها، عضویت در باشگاه‌های لندن، و نشست‌های اجتماعی شامل ضیافت‌های شام و مهمانی‌هایی که میان سیاستمداران سابق و کنونی، رهبران اقتصادی و اجتماعی، و کارمندان عالی‌رتبه دولتی برگزار می‌شود، به بلوغ می‌رسند. این انسجام اجتماعی به‌طور طبیعی به پیوندهای خانوادگی نیز منتهی می‌شود.
«این امر به این دلیل است که افرادی که در محافل نخبگان و سایر فضاهای رسمی به‌طور مکرر با یکدیگر تعامل دارند، بیشتر تمایل دارند که همسر خود را از میان خانواده‌هایی انتخاب کنند که با آن‌ها در تعامل هستند تا از میان سایر طبقات اجتماعی.»29
در نتیجه‌ی نظام آموزشی و مدارس عمومی، می‌توان گفت که ساختار اجتماعی محکوم به رکود دائمی است. این امر اساساً به این دلیل است که «مسیرهای شغلی تا حدی به آموزش و تا حدی به روابط خانوادگی بستگی دارد. درآمدها نیز، دست‌کم به‌طور کلی، تابع مسیرهای شغلی هستند. در همین حال، درآمدهای بالا به والدین این امکان را می‌دهد که فرزندان خود را به مدارس بهتر بفرستند و در نتیجه، چشم‌انداز شغلی بهتری برای آنان فراهم کنند.»30
این شبکه‌ی گروه‌های مسلط که از طریق پیوندهای خانوادگی و آموزشی شکل گرفته است، «نهادهای حاکم» نامیده می‌شود. این گروه شامل افرادی است که حول محور کلیسای انگلستان، مدارس عمومی، دانشگاه‌های باستانی، دولت، حرفه‌ی وکالت، نهادهای مالی در سیتی لندن، و هنگ‌های گارد نظامی سازماندهی شده‌اند. چنانکه دیده شده است، «قدرت سیاسی در بریتانیا در دست یک طبقه‌ی اجتماعی مسلط متمرکز شده است؛ طبقه‌ای که نگرش‌ها و ارزش‌های سنتی طبقه‌ی زمین‌دار را تا دوران معاصر حفظ کرده است.»31
دبلیو. ال. گاتسمن، نویسنده‌ی کتاب‌های «طبقه‌ی حاکم انگلیسی» و «نخبگان سیاسی بریتانیا»، چنین استدلال می‌کند: «تا آنجا که این نهادهای حاکم همچنان به انحصار موقعیت‌های بالادستی در نظام سیاسی ادامه می‌دهند و فرزندان خود را برای رسیدن به مناصب مشابه یاری می‌کنند، آنان هسته‌ی اصلی یک طبقه‌ی حاکم را تشکیل می‌دهند.»32
با این حال، اگرچه الگوی اساسی قدرت نخبگان به‌رغم تغییرات مختلف در اقتصاد، مانند رشد مالکیت سهام نهادی و افزایش سطح تمرکز اقتصادی، دستخوش تحول نشده است، اما شیوه غیررسمی عملکرد نهادهای حاکم به‌طور فزاینده‌ای با روش‌های رسمی‌تر جذب نیرو و نمایندگی سیاسی تکمیل شده است که در ادامه بررسی خواهد شد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!