حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
رکود کشاورزی قرن نوزدهم، که اثرات آن تا قرن بیستم ادامه یافت، تأثیر عمیقی بر ساختار نخبگان حاکم در بریتانیا بر جای گذاشت. رکود طولانیمدت در این بخش، روند فروپاشی املاک بزرگ را تسریع کرد، روندی که با اصلاحات مالیاتی اساسی، بهویژه تغییراتی که لوید جورج اعمال کرد، شتاب بیشتری یافت.39 برآوردها نشان میدهد که بین سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۶، حدود شش تا هشت میلیون هکتار زمین تغییر مالکیت داد و بخش قابلتوجهی از آن به کشاورزان کوچک و مالکاشغالگر منتقل شد. در مواجهه با این تحول، زمینداران سنتی که با خطر کاهش گسترده داراییهای خود روبهرو بودند، با مدیریت استراتژیک فروش زمین توانستند از تأثیرات منفی این روند بر ثروت و قدرت خود جلوگیری کنند. سرمایه حاصل از فروش زمین، بهجای خروج از چرخه اقتصادی نخبگان، در حوزههای صنعت، تجارت و املاک فرامرزی سرمایهگذاری شد.
در قرن بیستم، زمینداران سنتی نهتنها مالکیت خود را در برخی از اراضی حفظ کردند، بلکه نقش فعالی در شرکتهای صنعتی و تجاری بزرگ ایفا کردند که بهطور فزایندهای کنترل تولیدات کشاورزی را به دست گرفتند. در این ساختار جدید، حتی در مواردی که نخبگان حاکم مالک مستقیم زمین نبودند، شرکتهای بازاریابی، صنایع تولید مواد غذایی، تأمینکنندگان کود و بذر نفوذ گستردهای بر کشاورزان مالک و مستأجر داشتند.
از این منظر، کشاورزی نیز همانند بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط، بهطور فزایندهای به شرکتهای بزرگ وابسته شده است. در نتیجه، زمین و بخش کشاورزی دیگر جزئی مجزا از اقتصاد نبودند، بلکه بهطور کامل در ساختار بخش انحصاری و اولیگارشی اقتصاد بریتانیا ادغام شدند.
تا دهه ۱۹۳۰، همچنان در بسیاری از موارد امکان انتصاب جانشینان برای مناصب اجرایی شرکتها از میان اعضای خانوادههای بزرگ مالک وجود داشت. با این حال، پس از سال ۱۹۴۰، به دلیل کاهش کلی اندازه خانوادهها و همچنین تلفات گسترده انسانی در دو جنگ جهانی، پایگاه جذب نیروی انسانی برای این مناصب محدودتر شد. در نتیجه، اعضای خانوادههای بنیانگذار بهطور فزایندهای ناگزیر شدند مدیران اجرایی را از خارج از دایره خانوادگی منصوب کنند.
مالکیت خانوادگی در شرکتهای خانوادگی بهتدریج دچار تضعیف شده و اعضای خانوادهها به متنوعسازی سبد سرمایهگذاری خود روی آوردهاند، بهگونهای که وابستگی مستقیم آنها به شرکتهای خود، در مقایسه با سایر منافع اقتصادیشان، کاهش یافته است. این تغییر موجب شده است که پیوندهای تاریخی این خانوادهها با شرکتهای اصلیشان سست شود و منافع گستردهتر آنها در نظام شرکتی موجب شود که بسیاری از این سرمایهداران کارآفرین، سبک مدیریتی مشابه سرمایهداران مالی را اتخاذ کنند.40
این روند، یکپارچگی بیشتر طبقه زمیندار را به همراه داشته است، بهویژه از طریق ارتباط آنها با نهادهای مالی مستقر در شهر، با تمرکز بر سرمایهگذاریهای نهادی. شرکتهای بیمه که بهطور سنتی داراییهای خود را در قالب اوراق بهادار دولتی و اوراق قرضه شرکتی نگهداری میکردند، بهدلیل بازدهی بالاتر سهام عادی، در قرن بیستم توازن سرمایهگذاری خود را به سمت این نوع داراییها تغییر دادند.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

