حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

به مرور، این شرکت‌های بیمه سهم قابل توجهی از عرضه‌های جدید سهام را خریداری کرده و بر بازار اوراق بهادار شرکتی تسلط یافتند. در نتیجه، نسبت جمعیتی که مالک سهام هستند به‌طور پیوسته کاهش یافته است. حذف تدریجی سهام‌داران فردی، ناشی از افزایش خرید سهام توسط سهام‌داران نهادی مختلف بوده است. در مراحل ابتدایی، شرکت‌های بیمه به سرمایه‌گذاری در بزرگ‌ترین شرکت‌ها روی آوردند و تا سال 1942، حدود نیمی از سهام منتشرشده در 30 شرکت بزرگ را در اختیار داشتند.41
گرایش به مالکیت نهادی نه‌تنها در بخش صنعت، بلکه در حوزه زمین‌داری نیز مشهود است. برای مثال، تا دهه ۱۹۷۰، نهادهای مالی مستقر در مرکز مالی لندن به‌عنوان اصلی‌ترین مالکان نهادی زمین ظاهر شدند. میزان زمین‌های تحت تملک این نهادها از مالکیت سنتی نهادهایی همچون کلیسای انگلستان و دانشگاه‌های باستانی، که علاوه بر سهام شرکت‌ها، مالک زمین‌های کشاورزی، تجاری و مسکونی بودند، فراتر رفت.
روند رشد مالکیت زمین توسط شرکت‌های مالی در دهه ۱۹۷۰ ادامه یافت و به یکی از جنبه‌های مهم مالکیت زمین در مقیاس بزرگ تبدیل شد. این تحول منجر به کاهش مالکیت شخصی زمین و جایگزینی آن با نسخه‌ای مدرن از رابطه سنتی مالک و مستأجر شد. یکی از الگوهای نوظهور در این دوره، خرید زمین توسط شرکت‌های مالی و سپس فروش اوراق قرضه و سهام مرتبط با آن به شرکت‌های بیمه و صندوق‌های بازنشستگی بود، به‌گونه‌ای که این نهادهای مالی نسبت به بخش کشاورزی همان رابطه‌ای را برقرار کردند که با سایر صنایع داشتند.42
در این ساختار جدیدِ “کشاورزی صنعتی”، مدیریت عملیاتی مزارع به مدیران اجرایی واگذار شد که سبک مدیریتی آن‌ها شباهت بیشتری به مدیران صنایع تولیدی داشت تا به کشاورزان سنتی.
رشد مالکیت نهادی موجب همگرایی و پیوند نزدیک میان سهامداران عمده شرکت‌ها و مالکان املاک بزرگ شده است. در این چارچوب، مالکیت نهادی به‌گونه‌ای عمل می‌کند که امتیازات و مزایای گروه مسلط را حفظ و بازتولید کند، و در نتیجه، مالکان بزرگ دارایی‌های شرکتی و زمین‌های وسیع، اصلی‌ترین بهره‌برداران از این ساختار محسوب می‌شوند.43
این ساختار روابط، شکاف عمیقی میان کسانی که کنترل سرمایه را در اختیار دارند و از آن منتفع می‌شوند و کسانی که از این امتیاز محروم‌اند، ایجاد کرده است. هرچند ممکن است درون نخبگان اقتصادی شکاف‌ها و اختلافاتی وجود داشته باشد، اما این اختلافات در مقایسه با منافع مشترک آن‌ها در حفظ و تداوم نظام اقتصادی مبتنی بر شرکت‌های بزرگ اهمیت ثانویه دارد.
می‌توان دوباره اظهار کرد که نگرش‌ها و ارزش‌های سنتی همچنان پابرجا مانده‌اند. به‌علاوه، همان‌طور که مشاهده شد، گروه مسلط اجتماعی — “نهاد” — خود را با شکل‌گیری طبقه تجاری تطبیق داده و همچنان به‌عنوان یک مکانیزم کلیدی در هم‌افزایی اقتصاد با سیستم سیاسی عمل می‌کند.44
گرچه طبقات ممتاز در بریتانیا همواره با یکدیگر مصالحه کرده‌اند و وحدت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان آن‌ها پدید آمده است، اما تفاوت‌هایی در وضعیت بازار میان طبقه زمیندار، نهادهای مالی شهر (سیتی) و تولیدکنندگان همچنان وجود دارد. این تنوع به انقلاب

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!