حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

صنعتی مربوط می‌شود. در قرن هجدهم، صنعت به عنوان فعالیتی نسبتاً کم‌اهمیت در نظر گرفته می‌شد. تولید کالاها تحت کنترل بازرگانانی بود که فرآیند تولید را از طریق کنترل خرید و فروش کالاها و توانایی ارائه اعتبار، مدیریت می‌کردند. با این حال، در دهه 1770، رشد تولید صنعتی شتاب گرفت و چندین نوآوری فنی اتخاذ شد که منجر به تکنولوژی‌های انقلابی در تولید پنبه و آهن شد.45
بازرگانانی که توانسته بودند ثروت و تجربه زیادی در تولید صنعتی کسب کنند، توانستند از فرصت‌های ایجاد شده توسط رشد تجارت استفاده کنند. به این ترتیب، آن‌ها سرمایه اضافی خود را برای تأمین تقاضای ایجاد شده توسط رشد جمعیت سرمایه‌گذاری کردند. با این حال، اهمیت آنچه که به عنوان «انقلاب صنعتی» شناخته می‌شود، در ابتدا برای کسانی که درگیر آن بودند، شناخته نشد؛ این پدیده «غیرمنتظره، غیرقابل برنامه‌ریزی و بی‌سابقه» بود.46 با این حال، بعد فنی این فرآیند باعث بهبود استخراج و پردازش مواد خام و همچنین جایگزینی مهارت‌ها و نیروی انسانی با دستگاه‌های مکانیکی شد.
تحولی که از کشاورزی به صنعت منتقل شد، سرمایه‌گذاران سیتی لندن را نیز درگیر کرد. دلیل این امر این بود که صنعت و ماشین‌آلات سرعت تولید را افزایش دادند. مبادله تولید انبوه، یعنی خرید و فروش کالاها، به‌طور طبیعی نیاز به فعالیت‌های بیمه و مالی داشت که توسط سیتی لندن انجام می‌شود و با مقادیر زیادی پول سروکار دارد. از یک سو، صنعت تولید و از سوی دیگر، فعالیت‌های مالی سیتی لندن به مهم‌ترین حوزه‌های اقتصادی منافع نخبگان بریتانیا تبدیل شدند. با این حال، طبقه زمیندار در هر دو زمینه درگیر بود. این وضعیت تا به امروز ادامه دارد.
با توجه به اینکه پیشرفت‌های تکنولوژیکی روش‌های تولید سریعی را به وجود آورد که فراتر از ظرفیت بازار داخلی برای خرید تمام کالاهای تولید شده یا تأمین کامل نیاز به مواد اولیه برای تولید کالاها بود، بریتانیا مجبور شد به دنبال بازارها و مواد اولیه خارج از کشور باشد. برای انجام این کار، نخبگان بریتانیا باید استراتژی‌ای را پیاده‌سازی می‌کردند که اطمینان حاصل می‌کرد که بازارها توسعه یافته و جریان مواد اولیه تضمین شود. بنابراین، بریتانیا مجبور شد به سیاست کنترل مستقیم بر سرزمین‌های دوردستی که به عنوان بازارهای بالقوه و مکان‌هایی که مواد اولیه مهم برای صنعت تولید بریتانیا را در خود داشتند، در نظر گرفته می‌شدند، روی آورد.
استراتژیست‌ها اعضای نخبگانی بودند که از این تحولات اقتصادی و سپس سیاسی بهره‌مند شدند. آنها افرادی بودند که منافع کنترل‌کننده‌ای در صنعت تولید و عملیات مالی شهر لندن داشتند؛ آنها شامل طبقه زمین‌دار بودند و در کنار هم به عنوان «استبلشمنت» شناخته شدند. این کنترل مستقیم بر سرزمین‌های خارجی که بعدها به تصرفات بریتانیا تبدیل شدند، برای استبلشمنت منافع اضافی به همراه آورد. فرصت‌های حرفه‌ای جدیدی ایجاد شد: موقعیت‌هایی در سازمان‌هایی که به منظور مراقبت از دارایی‌های خارج از کشور ایجاد شده بودند، مانند دفتر مستعمرات و دپارتمان‌های مسئول دفاع؛ علاوه بر این، تمامی دپارتمان‌های دولتی که پیش از این وجود داشتند، بزرگ‌تر شدند تا بتوانند با فعالیت‌های اضافی که به واسطه این رشد اقتصادی و سیاسی به وجود آمده بود، کنار بیایند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!