حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
امپراتوری، در شیوه اداره آن نیز – همچون در روند کسب آن – تنوعهایی وجود داشت. میتوان گفت که امپراتوری به سه دسته اصلی تقسیم میشد.
پیش از هر چیز، امپراتوری مستعمراتی یا همان مستعمرات قرار داشتند. اینها شامل هند غربی (West Indies)میشدند، بازماندههایی از امپراتوری فروپاشیده آمریکای شمالی، که تا آغاز قرن بیستم با سابقهای طولانی از فقر و بیکاری شناخته میشدند. جزایر قندی که زمانی شکوفا بودند، اکنون بیشتر مشکلساز بودند تا سودآور. از منطقه مدیترانه آغاز میشد؛ مصر، سودان، اوگاندا، کنیا و سومالیلند در یک سو، و عدن و مناطق تحتالحمایه خلیج فارس در سوی دیگر، بههمراه نقاط راهبردی مهمی مانند جبلالطارق، مالت و قبرس، مسیر حیاتی بهسوی هند را مشخص میکردند. سیلان (سریلانکای امروزی) با پایگاه دریاییاش در ترینکومالی، ایستگاه توقف مهمی در مسیر شرق دور و استرالیا بهشمار میرفت. در مسیر آفریقای جنوبی نیز امپراتوری آفریقایی مستعمراتی قرار داشت که پیچیدهترین دسته از داراییهای بریتانیا محسوب میشد.
دوم، وابستگی بزرگ هند قرار داشت. بیشتر مناطق هند مستقیماً تحت حاکمیت بریتانیا بود و حتی در ایالتهایی که توسط شاهزادگان هندی اداره میشدند، مشاوره و نفوذ بریتانیا غالب بود. «از سال ۱۸۷۶، هند رسماً امپراتوریای مستقل به شمار میرفت و بدین ترتیب عنوانی دوگانه و ترکیبی چون “ملکه یا پادشاه-امپراتور” به پادشاه بریتانیا اعطا شد.» راج بریتانیا در هند اساساً نوعی حکومت استبدادی بود؛ سلطه یک نژاد بر مردمانی تحتسلطه. هیچ مقدار از مدیریت خیرخواهانه و امپریالیستی نمیتوانست این واقعیت را تغییر دهد. درست است که پارلمان و کابینه در لندن میتوانستند تصمیمات نایبالسلطنه را وتو کنند، اما فاصله جغرافیایی و پیچیدگیهای حکومت در هند معمولاً مانع از این اتفاق میشد.17
در آغاز قرن هفدهم، تجارت ادویه انگیزه اصلی بریتانیا برای ورود به هند بود. اما تا پایان قرن نوزدهم، نه تنها نیمی از ارتش بریتانیا در هند و با هزینه خود هند مستقر بود، بلکه ارتشی بزرگ و آماده از نیروهای هندی نیز در خدمت بریتانیا بود. افزون بر آن، هند بزرگترین و سودآورترین بازار امپراتوری برای بریتانیا به شمار میرفت. به همین دلیل، کمتر کسی با گفته لرد کرزن، نایبالسلطنه بریتانیا در هند، مخالفت داشت که گفته بود: «تا زمانی که ما بر هند حکومت میکنیم، ما بزرگترین قدرت جهان هستیم.»
سوم و در نهایت، جوامع خودگردان عمدتاً از نژاد بریتانیایی بودند. بهطور نظری، قوانین اساسی آنها که بر مبنای مدل وستمینستر طراحی شده بودند، آنها را تحت سلطه دولت و پارلمان بریتانیا قرار میداد، اما در عمل، بریتانیا به آنها آزادی کامل در امور داخلیشان میداد، هرچند که سیاست خارجی آنها را کنترل میکرد، زیرا این سیاست خارجی به سادگی تضمینکننده و عمدتاً تأمینکننده دفاع آنها بود. این مستعمرات سفیدپوست که در آنها ساکنان بریتانیایی مستقر شده بودند، شامل کانادا، استرالیا، نیوزیلند، کیپ، ناتال و نیوفاندلند بودند. «گروههای دیگری از مهاجران سفیدپوست نیز وجود داشتند، بهویژه در هند غربی و بخشهایی از آفریقا، که از وضعیت خودگردان برخوردار نبودند. علاوه بر این، در سال ۱۹۰۲، دو جمهوری بور جدیداً فتحشده (ایالت آزاد اورنج و ترانسوال) وجود داشتند که آیندهشان در درون امپراتوری نامشخص بود.»18
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

