حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

کشتی‌های جنگی در استاندارد “دو نیروی دریایی” نگه داشته می‌شد، به این معنا که از ترکیب نیروهای دو نیروی دریایی بزرگ بعدی بیشتر بود.
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا خود را در وضعیت “انزوای باشکوه” دیپلماتیک یافت. اصطلاح “انزوای باشکوه” به این معنا بود که امپراتوری در دنیای خطرناک از نظر دیپلماتیک ایزوله شده است. اگرچه پکس بریتانیه هنوز به نظر امن می‌رسید و امپراتوری بریتانیا قدرت برتر جهانی بود، این موقعیت به طور فزاینده‌ای تحت چالش قرار گرفت. با این حال، در طول این دوره ناآرام، مهم است که به یاد داشته باشیم که قدرت “بریتانیا” تنها قدرت بریتانیای کبیر نبود. در یک معنای بسیار مهم، بریتانیا واقعاً متحدانی داشت و برخی از اجزای امپراتوری شروع به ارائه کمک‌های مفید به قدرت آن کردند.20 در طول جنگ جهانی اول، بیش از ۲.۵ میلیون نیروی از مستعمرات و هند به ۵ میلیون نفر از بریتانیا افزوده شدند. کمیته کابینه بریتانیا در امور هماهنگی دفاعی به طور مهمی “کمیته دفاعی امپراتوری” نامیده شد. علاوه بر این، در دوران قدرت دریایی، وجود یک شبکه جهانی از بنادر و پایگاه‌ها و برتری ناوگان بریتانیا از کشتی‌های توپ‌دار تا نبردها، پکس بریتانیه را تسهیل می‌کرد. بنابراین، جالب است که قدرت بریتانیا پس از همه این‌ها، در نهایت برای محافظت از امپراتوری بریتانیا کافی نبود.
در میان نخستین سیاستمداران برجسته‌ای که از چالش‌هایی که بریتانیا با آن‌ها روبه‌رو بود آگاه بودند، همان‌طور که پیش‌تر نیز به‌اختصار اشاره شد، جوزف چمبرلین قرار داشت. «از نظر او، راه‌حل ایده‌آل ایجاد یک اقتصاد بسته‌ی امپراتوری – یک Zollverein امپراتوری – بود. “ما مردم امپراتوری باید با یکدیگر بهتر از آنچه با بیگانگان رفتار می‌کنیم، رفتار کنیم.”» تولیدکنندگان بریتانیایی و خود چمبرلین از این موضوع ناراضی بودند که برخی مستعمرات در حال اندیشیدن به نقشی رقابتی هستند، از طریق ایجاد یک پایگاه صنعتی مستقل و نه صرفاً خرید بیشتر از بریتانیا.21 آن‌ها دسته‌ی سوم از ملت‌های امپراتوری بودند که پیش‌تر توصیف کردیم؛ یعنی جوامع خودگردان با اکثریت تبار بریتانیایی یا، آن‌گونه که بعدتر نام گرفتند، «قلمروهای خودمختار». برای مثال، در سال ۱۹۱۳ این کشورها تنها ۳۸٪ از نیازهای وارداتی‌شان را از بریتانیا تهیه کردند، اما با خوشحالی ۵۹٪ از صادرات خود را به آن فروختند.
در نتیجه، در سال‌های آغازین قرن بیستم، چمبرلین از اصلاح تعرفه‌ها حمایت کرد و خواستار کنار گذاشتن تجارت آزاد به نفع یک نظام ترجیحی امپراتوری شد. اما بیشتر سیاستمداران و مردم همچنان به تجارت آزاد، که گویا غذای ارزان‌تری برای توده‌ها به همراه داشت، با تقدس می‌نگریستند. با این حال، تجربه‌های جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸)، که با همکاری اقتصادی نزدیک‌تر در امپراتوری و نیاز به مداخله‌ی بیشتر دولت در اقتصاد همراه بود، آغازگر فرسایش تقدس تجارت آزاد شد. این روند با گزارش کمیسیون سلطنتی منابع طبیعی در سال‌های ۱۹۱۷–۱۹۱۸ که خواستار تدوین یک سیاست تجاری امپراتوری شده بود، و همچنین توصیه کمیته‌ی ویژه مجلس عوام در سال ۱۹۱۸ مبنی بر اجرای نظام ترجیحی امپراتوری، شدت گرفت. در نهایت، بحران‌های ناشی از رکود بزرگ جهانی دهه‌ی ۱۹۳۰ باعث شد سیاست تجارت آزاد لیبرال قرن نوزدهمی به‌طور کامل کنار گذاشته شود.
ایده‌ی «ترجیح امپراتوری» در سال ۱۹۳۲ در نشستی که در اتاوا، کانادا برگزار شد، به‌طور رسمی به رسمیت شناخته شد. با این حال، این سیاست پیش از آن نیز توسط برخی از

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!