حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
با این حال، بریتانیا از ارزش قلع مالایا که بازار جهانی را تحت سلطه داشت، غافل نبود و توانست چه پیش و چه پس از جنگ، بهطور موفقیتآمیزی از این منبع بهرهبرداری کند. مهمترین کمبود معدنی در سراسر امپراتوری، در زمینه محصولات نفتی و سنگ آهن بود؛ اما علاقهمندی بریتانیا به خاورمیانه در قرن بیستم، دقیقاً با هدف مقابله با این مشکل نفتی شکل گرفت.
در مورد صادرات بریتانیا نیز، امپراتوری به عنوان اصلیترین بازار فروش محصولات صنعتیاش مورد توجه فزاینده قرار گرفت؛ زیرا یا از بازارهای خارجی کنار گذاشته میشد یا نمیتوانست با رقابت خارجی مقابله کند. تا دهه ۱۹۳۰، امپراتوری به بازاری حیاتی برای کالاهای صنعتی بریتانیا تبدیل شده بود. هند بزرگترین خریدار بود و پس از آن، استرالیا قرار داشت، اگرچه آفریقای جنوبی در دهه ۱۹۳۰ بهطور موقت رشد قابلتوجهی در خرید نشان داد. اصلیترین خریدار خارجی نیز ایالات متحده بود.24
با این حال، این پیوند نزدیک امپراتوری برای صادرات بریتانیا، از سوی مستعمرات به همان میزان پاسخ داده نمیشد. برای مثال، کانادا بیشتر به ایالات متحده وابسته بود تا به بریتانیا برای تأمین کالاهای صنعتی. سیلان و استرالیا نیز در قرن بیستم، بخش زیادی از واردات خود را از منابعی غیر از بریتانیا تأمین میکردند. برخی از جزایر هند غربی هم تأمینکنندگان آمریکایی را به بریتانیاییها ترجیح میدادند.
با پیشرفت قرن بیستم، بسیاری از اقتصادهای پیشرفتهشده، بهتدریج سهم وارداتی بریتانیا را کاهش دادند، در حالی که سهم امپراتوری و حتی کشورهای خارجی افزایش یافت. هرچند پس از سال ۱۹۲۵، در اکثر موارد بازیابی جزئی برای بریتانیا رخ داد، اما تا میانه دهه ۱۹۳۰، روند نزولی دوباره آغاز شد. حتی در بخشهای وابسته امپراتوری نیز، گرایش به دور شدن از تولیدکنندگان بریتانیایی بهطور فزایندهای دیده میشد: برای مثال مالایا به سمت منابع خارجی و درونامپراتوری متمایل شده بود، سیلان به سمت منابع امپراتوری و هنگکنگ به سمت منابع خارجی. در مقابل، آفریقای غربی همچنان به بریتانیا وابسته باقی مانده بود.25
میتوان گفت که بریتانیا بهطور فزایندهای به بازارهای امپراتوری وابسته شده بود، در حالی که خود امپراتوری بهتدریج وابستگیاش به کالاهای تولیدی بریتانیا را کاهش میداد. برای مثال، در زمینه صادرات کالاهای کمارزش مانند آبجو، صابون، کتاب و خوراکیهای لوکس، کشورهای امپراتوری همچنان خریداران اصلی بریتانیا باقی مانده بودند. «زنان استرالیایی عاشق آن بودند که با کلاههای ساخت لندن قدم بزنند، در حالی که شکلاتهای انگلیسی میخوردند و چای انگلیسی مینوشیدند.»
در مورد صادرات کالاهای باارزشتر، امپراتوری به بازاری حیاتی برای بریتانیا تبدیل شده بود. در حالی که یک قرن پیش، سهچهارم صادرات نساجی بریتانیا به کشورهای خارجی و تنها یکچهارم به امپراتوری میرفت، در سال ۱۹۳۰ این نسبت تقریباً برابر شده بود.26
در میان کشورهای توسعهیافتهتر امپراتوری (یعنی دومینیونها)، حس فزایندهای از استقلال اقتصادی، طرحهای صنعتیسازی، و تمایل به تنوعبخشی در تجارت شکل گرفته بود. تولیدکنندگان بریتانیایی دلیل چندانی نداشتند که در درازمدت به بازارهای امپراتوری امید داشته باشند. بریتانیا دیگر نمیتوانست انتظار داشته باشد که سهم پیشین خود را در این کشورها حفظ کند.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

