حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
اما از اوایل قرن بیستم این الگو تغییر کرد؛ بهطوری که «در حالی که بین سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۰۰ تنها ۲۸٪ از مهاجران در امپراتوری باقی میماندند، بین سالهای ۱۹۰۱ تا ۱۹۱۲ این رقم به ۶۳٪ افزایش یافت.»
جریان مهاجرت از بریتانیا در دهه ۱۸۹۰ نسبتاً سبک بود، اما پس از آن، بهویژه از سال ۱۹۰۷ به بعد، شدت گرفت. در این دوره، اکثریت مهاجران را اسکاتلندیها و انگلیسیها تشکیل میدادند، اما تعداد ایرلندیها چندان زیاد نبود. پس از جنگ ۱۹۱۸–۱۹۱۴، مهاجرت شکلی سازمانیافتهتر به خود گرفت و شامل حمایتهای بیشتری از سوی دولت شد. در این صورت، مهاجرت را میتوان بهعنوان سیاستی دوگانه تفسیر کرد: از یکسو کمک به توسعه داخلی بریتانیا با فرستادن بیکاران مازاد، و از سوی دیگر کمک به امپراتوری از طریق تأمین نیروی کار حیاتی برای توسعه مستعمرات.
از اینرو، طرحهای حمایت مشترک سازماندهی شدند. استرالیا زمینهایی را برای مهاجران فراهم میکرد و هر دو دولت بریتانیا و استرالیا در تأمین هزینه سفر و بهبود سازمان حملونقل کمک میکردند. با این حال، این طرحها تنها موفقیت اندکی داشتند، عمدتاً به این دلیل که علاقه بریتانیاییها به مستعمرات رو به کاهش بود. سال ۱۹۲۰ بهترین سال برای مهاجرت بود، آن هم پیش از شروع اجرای طرحهای دولتی، زمانی که ۱۳۵٬۰۰۰ نفر مهاجرت کردند، اما این رقم در هیچوجه به آمارهای پیش از جنگ نمیرسید. در مجموع، طرح اسکان در امپراتوری شکست خورد، چرا که بیشتر مهاجران ترجیح میدادند هزینه سفر خود را شخصاً تأمین کنند.
زندگی در چهار دومینیون اصلی با جمعیت سفیدپوست یعنی استرالیا، کانادا، نیوزیلند و آفریقای جنوبی، با سرعت زیادی به سطح زندگی در بریتانیا نزدیک میشد و حتی در برخی موارد از آن پیشی میگرفت. دسترسی آسان به غذا و فضا و وجود فرصتهای باز، به شکلگیری جامعهای سالم و سربلند کمک میکرد. پیشرفتهای حوزه درمان و سلامت خیلی زود به مستعمرات رسید. در زمینه آموزش نیز تأکید بر برابری فرصتها باعث شده بود تا بسیاری از کودکان مستعمرات، چشمانداز بهتری برای داشتن زندگی خوب نسبت به همتایانشان در بریتانیا داشته باشند. در استرالیا، آموزش ابتدایی به امری ضروری برای همه کودکان بدل شد و پس از آغاز قرن بیستم، تمرکز بیشتری بر ارتقای آموزش در سطح متوسطه گذاشته شد. با این حال، احساس ناامنی فرهنگی در دومینیونها همچنان ادامه داشت و معیار نهایی برتری، همچنان در قالب استانداردهای بریتانیایی تعریف میشد. بنابراین در حالی که دانشگاههای مستعمراتی گسترش یافتند و دانشگاههای جدیدی افتتاح شدند، آکسفورد، کمبریج و مؤسسات حقوقی لندن (Inns of Court) همچنان بهعنوان نماد موفقیت شناخته میشدند.
کمارزش شمردن روح ابتکار در مستعمرات به این دلیل بود که مستعمرهها هنوز آمادگی لازم برای اعلام استقلال فرهنگی را نداشتند. پیش از این، مواردی از ایدههای سیاسی وجود داشت که ابتدا در مستعمرات ظهور یافتند و بعدها در بریتانیا پذیرفته شدند. «آراء مخفی، پرداخت حقوق به اعضای پارلمان، اعطای حق رأی به زنان و رأیدهی عمومی» نخست در برونمرزهای امپراتوری به مرحله اجرا درآمدند. بریتانیا تنها مبدع ایدههای لیبرالیسم و دموکراسی نبود، بلکه انتقال ایدهها و نهادها حرکتی یکطرفه از قدرت متروپول به مستعمرات نبود.30
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

