حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

وفادار فراهم آید. شیوه‌ی حکومت کابینه‌ای تحت رهبری نخست‌وزیر معرفی شد، به‌گونه‌ای که بومیان بتوانند در جایگاه وزارت ایفای نقش کنند و تحت هدایت یک رهبر سیاسی همکاری داشته باشند.»5
به موازات آن، برنامه‌هایی نیز به‌منظور آشنایی مردم با مفهوم ابراز اراده‌ی سیاسی از طریق رأی‌گیری و مشارکت در سطوح محلی و ملی حیات سیاسی در دست اجرا قرار گرفت.
با این‌حال، متأسفانه نخبگان سیاسی نوظهور در مستعمرات—به‌ویژه آن دسته از نخبگان تازه‌تأسیس در مستعمرات آفریقایی—مایل نبودند صرفاً نظاره‌گر باقی بمانند تا زمانی که مقامات بریتانیایی اطمینان یابند مردم به بلوغ کامل برای درک مسئولیت‌های استقلال رسیده‌اند. در نتیجه، نخبگان سیاسی بریتانیا بار دیگر ناچار شدند برنامه‌های سیاسی خود را برای مستعمرات بازنگری کنند تا روند استعمارزدایی با شتاب بیشتری دنبال شود. رهبران سیاسی بریتانیا با مهارت، از این احساس فزاینده‌ی ملی‌گرایی به‌عنوان ابزاری برای خلق ملت‌های نوین بهره‌برداری کردند، نه آنکه در برابر آن دچار سردرگمی یا ناکامی شوند.
در عین حال، برخی مستعمرات آسیایی تجربه‌ی سیاسی چشمگیری در اختیار داشتند؛ از این‌رو، بریتانیا با خرسندی پذیرفت که آن‌ها نیز می‌توانند با شتابی مشابه با مسیر پیموده‌شده توسط هند، به سوی استقلال حرکت کنند. سیلان (سری‌لانکای کنونی) در طول قرن بیستم فرآیند قابل توجهی از آمادگی سیاسی را طی کرده بود؛ تا سال ۱۹۳۱ این کشور دارای مجلسی با ترکیب عمدتاً انتخابی و برخوردار از حق رأی همگانیِ تقریباً کامل بود. در نتیجه، در سال ۱۹۴۸ به جایگاه کشور مستقل دست یافت. برمه (میانمار کنونی) نیز در همان سال به استقلال رسید.
در شبه‌جزیره مالایا، در سال ۱۹۴۸ فدراسیونی تشکیل شد تا ساختار سیاسی آن سامان تقویت شود. این اقدام هم‌زمان با گسترش اصل انتخابات در سطوح ایالتی و فدرال انجام شد و در سال ۱۹۵۷ به این منطقه استقلال کامل اعطا گردید. در سال ۱۹۶۳، مالایا با پیوستن سنگاپور (به‌طور موقّت) و ایالات بورنئوییِ ساراواک و نورث بورنئو (که بعدها به «صباح» تغییر نام یافت)، به کشور جدید مالزی تبدیل شد.
همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، چشمگیرترین شتاب در روند تحولات سیاسی در قاره آفریقا رخ داد. در این مسیر، ساحل طلایی (Gold Coast) پیشگام شد. «در سال ۱۹۴۶، ساحل طلایی نخستین شورای قانون‌گذاری در آفریقای تحت سلطه بریتانیا بود که اکثریت اعضای آن را آفریقایی‌ها تشکیل می‌دادند.» پیش از آن، ساحل طلایی، سیرالئون و نیجریه جنوبی از دهه ۱۹۲۰ به‌طور جزئی از نظام انتخابی بهره‌مند شده بودند؛ و در سال ۱۹۴۷، سراسر نیجریه دارای شورایی با ساختار نیمه‌انتخابی گردید. کوامه نکرومه (Kwame Nkrumah) و حزب مردم تحت رهبری‌اش (Convention People’s Party) توانستند از طریق انتخابات، حمایت سیاسی گسترده‌ای جلب کنند.6 بنابراین، نخبگان سیاسی بریتانیا به‌سرعت دریافتند که باید با نکرومه کنار بیایند و شور و هیجان ملی‌گرایی را نمی‌توان صرفاً با زندانی کردن این رهبر کاریزماتیک خاموش ساخت. در عوض، وی در سال ۱۹۵۲ به نخست‌وزیری منصوب شد؛ دو سال بعد، کابینه‌ای کاملاً آفریقایی زمام امور را در دست گرفت و سرانجام در سال ۱۹۵۷، استقلال اعطا گردید.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!