حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
بلژیک در اوایل دهه ۱۹۶۰ به نظر میرسید که این نکته را تقویت میکند که باید یک سطح عملیاتی صبورانه و محتاطانه دنبال شود.»10
بنابراین استرالیا معمولاً این منطقه را نادیده میگرفت و هیچ برنامهای برای خروج قبل از قرن بعدی وجود نداشت. با این حال، اصل انتخابی در سال ۱۹۶۴ معرفی شد. طوفان بینالمللی ملیگرایی بهطور ناگهانی در دهه ۱۹۷۰ بر پاپوآ گینه نو سایه افکند و باعث شد دولت استرالیا سیاستهای خود را معکوس کند. استقلال در سال ۱۹۷۵ اعطا شد، حتی پیش از آنکه رهبران محلی درخواست آن را کنند.
سرزمینهای بریتانیایی گیلبرت و ایلیس و تحتالحمایه جزایر سلیمان تا دهه ۱۹۶۰ توجه زیادی به شیوههای سیاسی غربی نداشتند. «مقامات سنتی تقریباً در نقشهای معمول خود عمل میکردند، هرچند یک جنبش سیاسی در یکی از جزایر سلیمان، “قانون راهپیمایی”، نشان داده بود که حتی در جزایر سلیمان که حکومتی ملایم داشتند، نوعی نارضایتی از حکومت خارجی وجود داشت.11 با این حال، در دهه ۱۹۶۰، تغییرات کوچکی به سبک غربی معرفی شد، بهطور دموکراتیک، اما امیدوار بودند که الگوهای سیاسی سنتی نیز حفظ شوند.»
در نیو هبریدها، معرفی یک راهحل سیاسی با نوعی حکومت کمیک مانع شد. در سال ۱۸۸۷ و سپس در سال ۱۹۰۶، حکومتی مشترک از بریتانیا و فرانسه بر نیو هبریدها تحمیل شد. این اداره بعداً به حکومت بریتانیایی، فرانسوی و مشترک تبدیل شد. در نتیجه، جزیرهنشینان عصبانی شدند، هرچند انتخابات در سطوح مختلف حکومت برگزار میشد؛ اما تا اواخر دهه ۱۹۷۰، زمانی که سرانجام فرانسویها آماده شدند تا کنترل را به دستهای محلی واگذار کنند، این وضعیت ادامه داشت.
در مورد جزایر کوچک و پایگاههایی که به حفظ نفوذ بریتانیا در سراسر جهان کمک میکردند، فشار بر بریتانیا شروع به افزایش کرد و در هر صورت، با کاهش نقش جهانی این کشور، نیاز به چنین پایگاههایی نیز کاهش یافت. قبرس در سال ۱۹۶۰ استقلال خود را به دست آورد. مالتا در سال ۱۹۶۴ به کشور کاملی تبدیل شد. عدن و مناطق اطراف آن نیز برای بریتانیا از اهمیت استراتژیک برخوردار بودند. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برنامههایی برای انتقال قدرت سیاسی به یک فدراسیون از جوامع محلی تنظیم شد. دولت بریتانیا همچنین سعی داشت با جلب دوستی حاکمان در مناطق اطراف، از طریق برقراری صلح و ارائه کمکهای دیگر، رابطهای دوستانه برقرار کند. این رویکرد در برابر جنبشهای ملیگرای قدرتمند نتیجهای نداد. در نهایت، پس از برخی درگیریها و مذاکرات ناموفق، استقلال جمهوری خلق یمن جنوبی در سال ۱۹۶۷ به رسمیت شناخته شد.
برخی از پایگاهها واگذار نشدند. جبلالطارق میخواست به عنوان یک مستعمره بریتانیا باقی بماند و حاضر نبود به خواستههای دولت اسپانیا تن دهد. جزایر فالکلند در میان ادعای مالکیت بین آرژانتین و بریتانیا گیر کرده بودند. در دیگر جزایر کوچک وابسته، پیشرفت سیاسی محدود تنها در صورتی منطقی بود که به شرایط خاص هر منطقه بپردازد؛ مانند سنت هلن، جزایر پیتکرن و مناطق وسیع قطب جنوب.
با این حال، سیشلها که جمعیتی کمی بیش از پنجاه هزار نفر داشتند، در سال ۱۹۷۶ استقلال به دست آوردند. اما هنگ کنگ به دلیل یک عامل خارجی از پیشرفت به سمت استقلال محروم شد و همچنان به عنوان یک مستعمره تاج باقی ماند. “هنگ کنگ که از نظر مالی بسیار ثروتمند
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

