حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

فصل چهارم
سایر چالش‌ها و فشارهای دیگر بر امپراتوری بریتانیا

پیش از پرداختن به ایده‌های سیاستی و نگرش‌های سیاسی نخبگان سیاسی بریتانیا در پاسخ به تحولات تأثیرگذار بر امپراتوری، لازم است فشارهای خارجی وارد بر این امپراتوری که در فرآیند استعمارزدایی نقش داشتند، مورد بررسی قرار گیرند. اما آغاز بحث را به چگونگی حفاظت و بهره‌برداری از امپراتوری در اوج قدرت آن و تلاش‌های ویژه‌ای که این امر مستلزم آن بود اختصاص خواهیم داد؛ تلاش‌هایی که بی‌تردید نمایان‌گر جنبه‌ای حیاتی از رهبری نخبگان سیاسی بریتانیا محسوب می‌شد.

دفاع امپراتوری

اگرچه شاید عجیب به نظر برسد، در میانه‌های سده نوزدهم، گروه کوچکی از جزایر واقع در شمال غربی قاره اروپا، به قدرت پیشرو در عرصه جهانی تبدیل شده بود. با این حال، پیش از سده هفدهم، «انگلستان کوچک که به گونه‌ای نامطمئن بر لبه خشکی بزرگ اروپا جای گرفته بود، هرگز چندان شاخص نبود، مگر به عنوان موضوعی برای رفت‌وآمدهای گاه‌وبیگاه توده‌های توتنی و گالی. انگلستان نه مرکز تمدن بود، نه کانون قدرت نظامی و نه حتی از اهمیت اقتصادی برخوردار بود.»1
احساس تهدید شدید، انگلیسی‌ها را واداشت تا تلاشی جدی برای دور زدن یا خنثی‌سازی قدرت‌هایی که سد راهشان شده بودند، انجام دهند. با موقعیتی ضعیف در سلسله مراتب قدرت، انگلیسی‌ها مجبور بودند برای تثبیت هویت و عزت نفس خود مبارزه کنند. گزینه دیگر، له شدن تحت قدرت اسپانیای قاره‌ای و بعدها فرانسه بود. بنابراین، در قرن شانزدهم نشانه‌هایی از بی‌تابی نسبت به این وضعیت و اضطرابی برای به کارگیری هرگونه قدرت نظامی یا اقتصادی که می‌توانستند توسعه دهند، آشکار شد.
بریتانیایی‌ها تازه‌واردان پدیده گسترش اروپایی بودند که چهار قرن پیش از آن تاریخ جهان را مشخص کرده بود. «هنگامی که اولین مستعمره در ویرجینیا در سال ۱۶۰۷ تأسیس شد، انگلیسی‌ها در گسترش استعماری حدود صد سال از پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها عقب بودند. با این حال، در قرون بعد، بریتانیایی‌ها نه تنها رهبران محلی در آمریکا، آسیا، آفریقا و اقیانوسیه را مطیع خود کردند، بلکه رقبای اروپایی خود از جمله اسپانیایی‌ها، پرتغالی‌ها و هلندی‌ها را نیز شکست دادند و رقبای امپریالیستی دیگر مانند آلمانی‌ها، روس‌ها و آمریکایی‌ها را در حالت تدافعی نگه داشتند.»2
تا پایان قرن شانزدهم، انگلیسی‌ها مسیر گسترش امپراتوری را در پیش گرفته بودند، به طوری که تا دهه ۱۹۳۰، همان‌گونه که مطالعات پیشین ما نشان داده‌اند، بیش از یک‌چهارم خشکی‌های جهان را تحت پوشش داشتند و یک‌چهارم جمعیت جهان را در بر می‌گرفتند. اگرچه در ابتدا احساس تهدید بود که انگلیسی‌ها را به نمایش قدرت نظامی و اقتصادی در برابر سایر قدرت‌ها واداشت، اما با گذشت زمان، این طمع تجار بود که محرک اصلی شد. بریتانیایی‌ها («نام در سال ۱۷۰۷ از انگلستان به بریتانیا و در سال ۱۸۰۱ به پادشاهی متحده تغییر یافت»3) نیاز به تأمین بازارها برای خود داشتند و بنابراین می‌بایست نقش جهانی خود را در طول قرون به طور مؤثری افزایش می‌دادند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!