حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

ویژه با پیشرفت فناوری‌های دریایی، هزینه ساخت و نگهداری کشتی‌ها به شدت افزایش یافت و حفظ چنین ناوگان گسترده‌ای به امری بسیار پرهزینه تبدیل شد.
در مورد نقش ارتش در دفاع از امپراتوری، باید گفت سربازان عمدتاً از مستعمرات مختلف مانند هند تأمین می‌شدند، در حالی که بریتانیای کبیر مسئولیت تأمین تجهیزات نظامی و حمل آنها با کشتی‌های تجاری تحت محافظت نیروی دریایی سلطنتی را بر عهده داشت. این تقسیم کار نشان‌دهنده سیستم پیچیده مدیریت امپراتوری بود که در آن مستعمرات نقش تأمین نیروی انسانی و مرکز امپراتوری مسئول تجهیز و انتقال منابع را ایفا می‌کرد. با این حال، همانطور که خواهیم دید، این سیستم در قرن بیستم و با افزایش هزینه‌ها و تغییر توازن قوای جهانی به تدریج با چالش‌های جدی مواجه شد.
در پایان سده نوزدهم میلادی، بریتانیا که اساساً با برتری دریایی خود از آن محافظت میشد، در رأس امپراتوری ایستاده بود که منافع آن تا گوشهگوشه سطح کره زمین گسترده بود. تعهدات آن نیز به همان اندازه وسیع بود. این کشور اقتصادی ساخته بود—و جمعیتی که در چارچوب آن پرورش یافته بود—که بقای آن به امنیت راههای دریایی و تجارت خارجی وابسته بود. «به عنوان یک ملت بزرگ تجاری، بریتانیا به شبکه گسترده ارتباطات تجاری وابسته شد و تا حد قابل توجهی به خدمات تخصصی مانند بانکداری، بیمه و کشتیرانی، و نیز به مهارت ویژه در تولید کالاهای نهایی متکی گردید که مواد خام آنها از خارج وارد میشد.»10 پیامد این وضع آن بود که این کشور بیش از بسیاری دولتها صرفاً برای حفظ معیشت خود و استانداردهای بالای زندگی، به حفظ صلح جهانی وابسته شد. «پیوندهای سنت، همدلی و منافع، آن را با مردمانی در سراسر جهان—در اقیانوسهای آرام و اطلس و دریای مدیترانه، و در آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا—متصل میکرد. نزدیکترین شکل این پیوندها، وفاداری مشترک به تاجوتخت بود؛ این مردمان پراکنده از اصول یکسان حقوقی و سنتهای حکومتی پیروی میکردند و به یک زبان سخن میگفتند. در اروپا و خاورمیانه نیز بریتانیا پیوندهای سنتی دیگری داشت که ریشه در دوستیها و نیازهای راهبردی داشت.»11

قدرت بریتانیا
چنان‌که پیش‌تر نیز مورد اشاره قرار گرفت، اقتدار امپراتوری بریتانیا طی بخش اعظم سده‌ی نوزدهم و تا نیمه‌ی سده‌ی بیستم، متکی بود بر توانمندی نیروی دریایی سلطنتی ــ با شبکه‌ای از پایگاه‌های راهبردی ــ و نیز سرزمین‌هایی که واجد ذخایر فراوان منابع طبیعی و جمعیتی قابل استثمار بودند؛ لیکن بنیان‌های اساسی این قدرت، پیشاپیش بر دو محور تجارت و سرمایه‌گذاری استوار بود.
بریتانیا، به‌عنوان نخستین کشور صنعتی‌شده در تاریخ بشر، به فاعل مسلط در عرصه‌ی مبادلات جهانی بدل گشت، چنان‌که تمامی جهان را بالقوه بازاری برای فرآورده‌های تولیدی خویش تلقی می‌کرد. در این میان، بازارهای داخلی و مستعمراتی صرفاً بخشی از مقاصد محتمل فروش به‌شمار می‌رفتند؛ دامنه‌ی نفوذ صادراتی به‌مراتب فراتر از این حوزه‌ها امتداد می‌یافت.
صنایع تولیدی در بریتانیا از چنان ظرفیتی برخوردار بودند که نه‌تنها می‌توانستند بازارهای داخلی و مستعمراتی را به‌طور کامل اشباع سازند، بلکه در عین حال، قادر بودند مقادیر قابل

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!