حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
اغلب توسعهدهندگان اقتصادی با حضور حداقلی بریتانیا راضی بودند، حضوری که فقط برای حفظ نظم کافی باشد تا تجارت و سرمایهگذاری بتواند بهطور امن انجام شود. آنها با حوزهی نفوذ بریتانیا موافق بودند اگر قدرتهای اروپایی قصد رقابت داشتند، بهویژه در حوزه اقتصادی؛ یا تاجران و سرمایهگذاران بریتانیایی آماده بودند تا با یک کنسول بریتانیایی همکاری کنند اگر حاکم محلی در تلاش بود تا به تلاشهای اقتصادی آنها مانع شود؛ یا گاهی اوقات منافع اقتصادی بریتانیا از درخواست کشتی جنگی برای تهدید و حتی مجازات گروههای محلی دشوار حمایت میکردند، بهویژه اگر این گروهها علیه حضور اقتصادی بریتانیا برمیخاستند و به تخریب اموال و جانهای بریتانیاییها میپرداختند.
تاجران و سرمایهگذاران روابط اقتصادی موجود با بازارهای سنتی در اروپا و ایالات متحده و همچنین مستعمرات را حفظ کردند، اما از سوی دیگر، نگرانی بیشتری برای جستجوی مزایای اقتصادی جدید در مناطقی که تاکنون خارج از منطقه تجاری بریتانیا بودند، پیدا کردند. با نزدیک شدن به پایان قرن نوزدهم، نفوذ اقتصادی بریتانیا به مناطق دوردستتری گسترش یافت، بهویژه به شرق دور و آمریکای لاتین، و بدین ترتیب امپراتوری “غیررسمی” بریتانیا را پدید آورد.
روابط اقتصادی بریتانیا با چین میتواند بهعنوان نمونهای از این گسترش قدرت غیررسمی بریتانیا در نظر گرفته شود. نفوذ اولیه از فعالیتهای شرکت هند شرقی ناشی شد. سپس تاجران خصوصی، مانند راثبونها و سوایرز، وارد عمل شدند و آنها که با حمایت از حضور استراتژیک رسمی بریتانیا در هنگ کنگ پس از سال ۱۸۴۱ همراه بودند، شروع به تحکیم نفوذ بریتانیا در سرزمین اصلی چین کردند، بهطوریکه در طول پیشرفت قرن نوزدهم این نفوذ بیشتر شد. تا دهه ۱۸۷۰، تجارت بریتانیا-هند-هنگ کنگ با چین در اوج خود قرار داشت و نود درصد واردات چین را تأمین کرده و هفتاد درصد صادرات آن را به خود اختصاص داده بود. در همین حال، بریتانیا همچنین در حال گشایش بازارها در برزیل بود و در عین حال منابع موجود در آنجا و همچنین در کوبا و پرو را مورد بهرهبرداری قرار میداد.12
فشارهای مالی بر امپراتوری بریتانیا
“افراد بریتانیایی بهطور فردی امپراتوری غیررسمی منافع اقتصادی خود را (در کنار امپراتوری رسمی موجود)13 میساختند” و نخبگان سیاسی بریتانیا هیچ نیازی به دخالت نمیدیدند، چرا که نه تنها تهدیدی برای موقعیت صنعتی، تجاری یا مالی بریتانیا وجود نداشت، بلکه بهدلیل فعالیتهای تاجران و سرمایهگذاران، سرمایه اضافی بیشتری برای سرمایهگذاریهای خارجی جمعآوری میشد.
“امپراتوری تجارت آزاد، که از میانه قرن نوزدهم بهطور کامل بهکار افتاد، بسیار فراتر از حفظ یک امپراتوری مبتنی بر ایدههای مرکانتیلیستی نگاه میکرد. رویکرد باز و گسترشیابنده تجارت آزاد به این معنا بود که بریتانیای صنعتی باید اولاً جای پایی در بازارهای در حال گسترش اروپا و ایالات متحده حفظ کند، زیرا هر دو منطقه وارد فازهای صنعتی شده بودند، و ثانیاً باید به بهرهبرداری از مناطق جدید جهان برای مواد خامی میپرداخت که میتوانستند در کارخانجات بریتانیا فرآوری شوند، همچنین باید بلوک تجاری ایمن که
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

