حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

۱۲۸٬۵۲۵ نفر را به جبهه‌ها فرستاد و ۱۶٬۷۱۱ نفر از آنان کشته یا مجروح منجر به مرگ شدند. آفریقای جنوبی ۱۳۶٬۰۷۰ سرباز سفیدپوست اعزام کرد که ۷٬۱۲۱ نفر جان خود را از دست دادند. همچنین بیش از ۸٬۰۰۰ نفر از نیوفاندلند نیز به جبهه‌ها رفتند که از میان آن‌ها ۱٬۲۰۴ تن جان باختند.34
نیروهای آفریقای جنوبی، سرزمین‌های جنوب‌غربی آفریقا و تانگانیکا را فتح کردند، هزاران کانادایی در فلاندرز کشته شدند، استرالیایی‌ها و نیوزیلندی‌ها در نبرد ناموفق گالیپولی نقش عمده‌ای داشتند، و نیروهای هندی به بین‌النهرین (عراق امروزی) حمله کردند. تمامی این نیروها، که بیشتر از بودجه‌های خود قلمروها تأمین مالی شده بودند، در سراسر جهان به جنگ پرداختند.
اگرچه امپراتوری بریتانیا بزرگترین آزمون خود را پشت سر گذاشت، اما جنگ تاثیرات خود را بر ساختار امپراتوری گذاشت. اثر جنگ بر امپراتوری تشدید و گسترش ملی‌گرایی در میان کشورهای امپراتوری بود. “کانادا فرانسوی‌زبان با شور و شوق کمتری نسبت به کانادای انگلیسی‌زبان از جنگ حمایت کرد و بحران سربازی در سال 1917 منجر به بی‌نظمی‌های شدید مدنی در کبک شد. در دوبلین، در عید پاک 1916، شورش جمهوری‌خواهان آغازگر بی‌اعتمادی گسترده و شروع مبارزه‌های خشونت‌آمیز برای خودمختاری بود. حتی در استرالیا، جایی که احساس میهن‌پرستی قوی بود، موضوع سربازی به رأی‌گیری گذاشته شد و شکست خورد.35
وفاداری هند در سال 1916 به احیای درخواست‌ها برای خودگردانی تبدیل شد. این در نهایت منجر به وضعیتی شد که “مجالس استانی دارای عناصر انتخابی گسترش یافتند و دولت‌های استانی بر اساس اصل دیارشی منصوب شدند، به طوری که وزیران اروپایی برخی از پورتفولیوی‌های حیاتی (پلیس، عدالت و درآمد زمین) را حفظ کردند، در حالی که وزیران هندی مسئول بخش‌هایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت عمومی و کارهای عمومی شدند. همچنین یک مجلس مرکزی با 146 عضو ایجاد شد. اگرچه دولت مرکزی همچنان استبدادی باقی ماند، نیمه‌دموکراسی به استان‌ها رسید.36
با این حال، به‌دنبال کشتار تراژیک در امریتسار در سال 1919 و قوانین روولات با مقررات سرکوب‌گرانه‌اش علیه فتنه، ملی‌گرایان هندی برای پذیرش این تدابیر جدید با ذهنی باز مشکل داشتند. از سوی دیگر، همانطور که در فصل دوم دیدیم، بار دیگر قلمروها سعی کردند نیازهای ملی خود را مطرح کنند.
در کنفرانس جنگی امپراتوری در سال 1917، رهبران قلمروها خواستار برگزاری یک کنفرانس امپراتوری پس از جنگ شدند تا روابط قانونی امپراتوری خودگردان تنظیم شود، به عبارت دیگر، وضعیت قلمروها به‌طور واقعی توضیح داده شود. درخواست بعدی قلمروها این بود که به‌عنوان کشورهای مستقل در کنفرانس‌های صلح پذیرفته شوند و اجازه داشته باشند که معاهدات صلح را به‌طور مستقل امضا کنند. بنابراین، قلمروها به‌عنوان کشورهای جداگانه در کنفرانس‌های صلح نمایندگی شدند و در عین حال بخشی از هیئت‌های نمایندگی بریتانیا بودند. همچنین هند قادر شد معاهدات را به‌طور مستقل امضا کند.
بنابراین، تا سال 1919، “قلمروها به‌عنوان کشورهای مستقل شناخته شدند – هم از جنبه عملی و هم دیپلماتیک، چیزی که تصمیم لرد جورج برای رفتار با آن‌ها (و هند) به‌عنوان برابر

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!