حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
شوند، یا کجا باید قدرت امپراتوری بریتانیا اعمال شود و چه زمانی یک سرزمین باید ضمیمه شود. این افراد از بخشهای مختلف دولتی، مانند وزارتخانههای مستعمرات، دفاع/جنگ، امور خارجه و دفتر کابینه به انجام وظایف خود میپرداختند.
دلیل تمرکز بر نخبگان، یا بهویژه نخبگان سیاسی بریتانیا، در این پژوهش این است که به باور من، همانطور که در فصل اول کتاب نشان داده خواهد شد، در یک جامعه زنده، اقلیتی وجود دارد که اکثریت را کنترل یا حکومت میکند. برای بررسی چرایی رفتار خاص یک دولت یا ملت، باید بررسی کرد که رهبران آن چه کسانی هستند و نیازهای آنها چیست. به عبارت دیگر، باید افرادی را بررسی کرد که تصمیمگیرندگان اصلی هستند. ترتیب اجتماعی یک واقعیت در هر جامعه است. بنابراین، طبقات حاکم یا نخبگان در هر جامعه باید بهعنوان یک عامل توضیحی مرکزی در نظر گرفته شوند. بر این اساس، در این پایاننامه، نخبگان سیاسی بریتانیا یا همان تصمیمگیرندگان محور اصلی بررسی خواهند بود.
در انتخاب پایان امپراتوری بریتانیا برای بررسی در این کتاب، ابتدا به این واقعیت اشاره میشود که ایالات متحده حدود دویست سال پیش مستعمره بریتانیا بود و تنها پس از جنگ جهانی دوم بود که به یک ابرقدرت تبدیل شد. ایالات متحده استقلال خود را بههزینه بریتانیا به دست آورد و بسیاری از ارزشهای خود را در تضاد با آنچه که در بریتانیا، یعنی کشوری سلطنتی، اشرافی، امپریالیستی و استعمارگرانه بود، تعریف کرد. بریتانیا هیچگاه بهطور داوطلبانه امپراتوری خود را رها نکرد و با مهارت توانست ارتباطات امپراتوری خود را تا به امروز حفظ کند. این همان کشورهای مشترکالمنافع مدرن است.
بنابراین، پس از جنگ جهانی دوم، همانطور که مطالعات فصل ششم توضیح خواهد داد، چرچیل مفهوم “زبان و میراث مشترک” یا “رابطه ویژه” را برای عموم رواج داد (به دلیل بحران اقتصادی بریتانیا و تلاش او برای درگیر کردن ایالات متحده در اروپا بهمنظور دفاع در برابر گسترش کمونیسم) بهعنوان یک ابزار دیپلماتیک برای بهکارگیری یک غول نوظهور و بیتجربه (ایالات متحده) بهمنظور خدمت به منافع بریتانیا. اگرچه این چرچیل بود که برای اولینبار عبارت “رابطه ویژه” را به کار برد، اما در واقع چنین مفهومی از اوایل این قرن هدفی از سیاست خارجی بریتانیا بوده است. مثال زیر مفهوم را روشن میکند:
“در سپتامبر 1917، رابرت سسیل در یادداشتی برای همکاران خود در کابینه تأکید کرد که آمریکاییها بالاخره در امور بینالمللی اروپایی نقش ایفا میکنند و به زودی شروع خواهند کرد به درک قدرت عظیمی که دارند. او اشاره کرد که اگر آمریکا دیدگاه ما را در این مسائل بپذیرد، این به معنای تسلط آن دیدگاه در تمام امور بینالمللی خواهد بود. سسیل امیدوار بود که این امر ممکن باشد، زیرا هرچند مردم آمریکا عمدتاً از نظر ریشه و شیوههای فکری خارجی هستند، ولی احکام آنها تقریباً بهطور انحصاری از تبار آنگلوساکسون هستند و اصول سیاسی ما را به اشتراک میگذارند.”
“همانطور که بریتانیای کبیر نهاد مشترکالمنافع را بهعنوان ابزاری برای حفظ روابط قدیمی ایجاد کرد، و ایالات متحده نیز در فرآیند استعمارزدایی مشارکت داشت، طبیعی بود که یک
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

